جملات قصار

آدم های بزرگ شکست های بزرگ می خورند ولی آدم های بزرگ یک شکست را دو بار تکرار نمی کنند.  

توی مدرسه هر سوالی را که در امتحان هایم درست جواب می دادم ، بعدأ می فهمیدم که کاملأ غلط بوده. این اتفاق بعدها در زندگی ام هم ادامه یافت. هـر وقـت فکر کردم درست رفتار کرده ام ، دیدم یک جای کار اشتباه بود.        « ارنست همینگوی »

زندگی همین تلاشها و امتحانها و اشتباهات است . و تجربیاتی که شاید بدرد هیچ وقتی نخورند .

Experience is like a comb that life gives you when you are bald

هر کاری را که انجام می دهی آن را به بهترین نحـو انجام بده حتی اگر آن کار دیوانگی باشد.      « بالزاک »    

مهم اینست که احساس کنی داری کار درست انجام می دهی و حس کنی داری زندگی می کنی .

عـلم می تواند چرک لباست را پاک کـند ولی آیا عـلم می تواند چرک دلـت را پاک کـند

متاسفانه خیلی وقتها آنهایی که علم بیشتر دارند دلهایشان چرک تر است . و از همه ابزار علمی و غیر علمی هوشیارانه برای نابودی دیگران بهره می برند .

کسی که کار نمی کند ، اشتباه نمی کند و کسی که اشتباه نمی کند ، چیزی فرا نمی گیرد.  « لوکاپاچیولو »

افرادی هستند که یک گلدان گل از طبقه پنجم بر سر شما می اندازند و بعد می گویند : می خواستم گل سرخ به شما هدیه بدهــم.

و باز باید این جمله را تکرار کنم که  بعضی ها همان هنگام که به تو می گویند دوستت دارم در ذهنشان طناب دارت را می بافند .

مردم چیزی را که ندانند دشمن آنند

بعضی از مردم بیشتر از اینکه قهرمان را دوست داشته باشند ؛ دوست دارند شاهد شکست قهرمان باشند

A successful man is the one who can lay a firm foundation by the stones thrown at him.

و سنگها  در حال پرتاب شدن  یا بهتر بگویم باریدن است .

و یک شاخه گل تقدیم به پرتاب کنندگان سنگ !!!
                                                  

  
نویسنده : سعید ; ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٥

 

گاه بواسطه خيلي چيزها ممکن است تودر حصاراندوه قرارگيري.غم از همه سو با پيکانهاي زخم زننده برروح حمله مي کند. آرام و بي صدا يا با فغان و شلوغي.ودراين ميان تو مي تواني به گوشه اي بخزي و آرام درخودفروروي واز جمع کناره بگيري.ممکن است با اطرافيانت و عزيزانت به ستيزه برخيزي و پرخاش کني و شايد شبهااز خواب با فرياد بيدار شوي و هراسان و وحشتزده تا صبح دررختخواب غلت بزني يا با قدرت و تحليل درست عاملي را که تورا دچاراندوه کرده است بشناسي. تناسب ميزان و شدت اندوه را با اين عامل بسنجي.آيا ارزشش را دارد که اينچنين کني؟اندوه بدنيست .گاهگاهي اشک ريختن نيزبد نيست که حتي صفادهنده روح است و يادي از؛آنچه بايد بود؛ها و حسرتي بر نبودنش.
ولي اينکه بخاطر هر چيز قواي فعاله ات را و خودت را منفعل و سرخورده کني بمعناي ضعف روحي و عدم قدرت مقابله با مشکلاتي است که اکثرا طبيعي هستند.
اندوه که به افسردگي منجر شود مرگ زاست.اندوهي که ترا به تفکر وادارد و سکوت، ؛سکوتي خلاق؛،زندگي زاست.
زندگي لحظه هائيست كه ما خود مي سازيم. زندگي لحظه هايي است كه ما در تلاش آن هستيم كه گوشه اي از قدرت هاي نهفته خويش را آشكار كنيم. زندگي لحظه هاي زيستن با عشق است.عشق به تلاش درراه كسب ارزشهاي انساني و ...
در اوج سختي ها آنگاه كه مي پنداريم هيچ چيزي نيست كه دلشادمان كند و از غمها رهائيمان دهد اگر قدري با خود مهربانتر باشيم،مي بينيم كه در اطرافمان مي توانيم چيزهايي پيدا كنيم.....

                   
نویسنده : سعید ; ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٥

خاطرات مدير

به روزهای پایان سال کهنه نزدیک می شویم و آماده استقبال از روزهای نو ای می شویم که "نوروز" نامش نهاده اند. مبنای این نوبودن چیست؟ زیباترین مبنا نوشدن و زنده شدن طبیعت است. در زمانی که طبیعت خسته از یخ زدگی و سردی تکانی به خود می دهد تا جانی تازه بگیرد ما نیز جشن می گیریم. مگر نه اینستکه هر چه انسان خود را با طبیعت سازگارتر کند شرایط زندگی بهتری دارد و مگر نه اینستکه بشر همواره سعی دارد تا اصول حاکم بر طبیعت را بیذیرد و هر کجا که آنها را زیر پآ گذاشته است ضزبه اش را خورده است . در خانه گرد گیری می کنیم اگر اسباب و اثاثیه نو نمی خریم حداقل اینستکه همه چیز را تمیز می کنیم تا نو نما شوند. سعی می کنیم اخلاقمان را نیکوتر کنیم . سال نو را مبنای شروع خیلی از کارهایی قرار می دهیم که قولش را به خودمان داده ایم . از اول سال دیگر اینکار را نمی کنم.... یا از اول سال حتما فلان کار را شروع خواهم کرد .
سازمانها و شرکتها نیز نیاز به این تفکر نو شدن  همه چیزو باز نگری در امور دارند. منتها نقطه شروع کجاست؟آیا نگاهی دوباره به سازمان را از سال نو باید شروع کنیم؟نوروز سازمان چه زمانی است ؟
وظیفه مدیران تعیین این روزهای نو است . روزهایی که باید بازنگری دوباره در روشهای کار صورت یذیرد. روزهایی که باید خانه تکانی حسابی در سازمان انجام شود . این روز نو می تواند هر روز باشد . فقط باید مدیران سازمان شییور بیدارباش را همواره در دست داشته باشند تا جمود و کم تحرکی را از سازمان دور کنند . همیشه باید کارکنان سازمان جلوی در را آب و جارو کنند و منتظر "عمو نوروز" باشند .!و نفخه روحبخش سازمان" تفکرات و ایده های نو" است که باید بنا به ملاحظات مختلف و احاطه کامل بر شرایط سازمان توسط مدیران که عمو نورورهای سازمان هستند جاری شوند. اگر عمو نوروز سر حال و قبراق و همیشه بیدار باشد هر روز برای سازمان "نوروز" است و اگر خوابش برده باشد و یا همیشه در چرت و بیمار و خمود باشد آنگاه افراد سازمان نیز از آب و جارو کردن خسته می شوند و انتظار او را نخواهند کشید و خوابشان می برد و وقتی عمو نوروز بیاید کسی دیگر بیدار نیست تا به استقبال او برود و.....

                                

 زمين يک‌بار ديگر نيز خورشيد را دور  می زند! آیا این را حس  کرديد يا نه؟ آتشهای چهارشنبه سوری دیگر آن قوت قبل را ندارند که زمین را گرم کنند اصلا دیگر آتشی برافروخته نمی شود آنچه هست ترقه است و سر و صدا . و چه سرد است ! آدمها نیز آن گرمی را ندارند هر چه است داد است و فریاد و خودنمایی . ترق و تروق شکستن قلبهاست . سردی توطئه و خرد کردن دیگران است برای ماندن خودمان برای منافع خودمان . برای منافع دیگران . برای هیچ !! برای اینکه فقط یک سر نباید بلندتر از دیگر سرها باشد . برای له کردن کسی که حرف دلش با زبانش یکی است . هوا بس ناجوانمردانه سرد است . آی آدمها گر نیفروزید آتشی زمین که سرد نخواهد ماند . زمین قانون حاکم بر خود را دارد . زمین گرم خواهد شد . نفسهای گرم زمين را می‌شنويد؟ امروز حس کردید آفتاب گرمتر شده است ؟  انگار آفتاب امروز، آفتابی ديگر است...ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!
نمی‌دانم! شايد من فقط حس می کنم شاید حسم به خطا رفته است . کدام گرما ؟ کدام آفتاب ؟  شايد امروز آفتابی‌تر از روزهای ديگر نباشد! ...امروز که خیلی سرد بود . امروز سردی و یخ زدگی قلبها را با تمام وجودم حس کردم . امروز حس کردم که انسانی که تا اعلی العلیین میرسد چگونه بیکباره به اسفل اسافلین سقوط می کند ... و شايد تمام اين دگرگونی‌ها تنها و تنها در ذهن خودم باشد!
یخ زده ام .خیلی هوا سرد است . سال نو را با زندگی نمی خواهیم . برایمان سال کهنه و نو ندارد . یکنفر را باید بشکنیم . یکنفر را باید له کنیم . فردا که آفتاب در آید چقدر لذت می بریم که ببینیم او را شکسته ایم . سال نو یمان مبارک . چه لذتی بردیم . برنده شدیم . سفره هفت سینمان را بچینیم . ستم که نکرده ایم . سیاهی دل هم نداشته ایم . سوزی به دلها نزده ایم . ساز غم ننواخته ایم . سر کسی را زیر آب نکرده ایم . سبیلهای کسی را هم چرب نکرده ایم تا حقی را ناحق کند و .... سردمان نیست ؟
شايد  چندان مهم نباشد که آتش چهارشنبه ‌سوری‌ام خواب زمين را آشفته است يا نه! و يا آفتاب امروز، آفتاب زمهرير است يا آفتاب تموز! ... امروز، روز بيداری و چرخش زمين است، امروز آفتابی‌ترين روز است و روشن ترين روز، چون باور دارم که چنين است! چون آفتاب هرگز پشت ابر نمی ماند .چون بالاخره بیرون می آید . زمین گرم می شود و روسیاهی به ذغال می ماند . و بهار يعنی همين!
زمين سالهاست که طواف خورشيد را می‌کند! در سلوک خود است و کاری ندارد که من و تو چگونه اين سلوک را ارج می‌نهيم! چرخش و تحول زمين اگر با چرخش و تحول من و تو همراه نباشد، نوروز نيز روزی می‌شود مثل ديگر روزها!
..... چه بهارها گذشت که برایم سردتر از زمستان است ...  گلهائی که بو نکردم ، طبیعتی که حس نکردم ، محبتی که بر جانم ننشست ، دوستیهائی که به فراموشی کشید ...  دردهائی  که بر روح و جسمم تاخت  .
نوروز را پاس می‌‌دارم از اين رو که فرصتی می‌دهد تا هم ضربان با طبيعت، بچرخم و تحول يابم، زنده شوم و باز رويم!


يا مقلب‌القلوب و الابصار
يا مدبر الليل والنهار
يا محول‌الحول و الاحوال...
حول حالنا الی احسن‌الحال

بوی عیدی، بوی توت
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بوته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها

عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی

با اینها زمستونو سر میکنم
با اینها خستگی‌مو در میکنم !
  
نویسنده : سعید ; ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٥

نوروز

نوروز باستانی مبارکباد

بر چهره گل نسيم نوروز خوش است-در صحن چمن روی دلفروز خوش است

ازدی که گذشت هرچه گويی خوش نيست-خوش باش وزدی مگو که امروز خوش است

خيام

  
نویسنده : سعید ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٥

ايران

ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود
رنج دوران برده ایم
ما برای آنکه ایران گوهر تابان شود
خون دلها خورده ایم
ما برای بوییدن بوی گل نسترن
چه سفرها کرده ایم
ما برای نوشیدن شورابه های کویر
چه خطرها کرده ایم
ما برای بوسیدن نام گلی ناشناس
چه سفرها کرده ایم
ما برای بوسیدن خاک سر قله ها
چه خطرها کرده ایم
ما برای خواندن این قصه عشق به خاک
رنج دوران برده ایم
ما برای جاودان ماندن این عشق پاک
رنج دوران برده ایم

  
نویسنده : سعید ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٥

 

عیدتان مبارک

 با آرزوی تحقق

 دنیای زیبای شما

  
نویسنده : سعید ; ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٥

وصيت نامه داريوش كبير

 

   اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .

ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .

هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.

كانالي كه من مي حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .

اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند .

توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .

امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد .

همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند .

بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.

هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .

بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است .

منبع: اطلاع رسانی آریانا

  
نویسنده : سعید ; ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٥

منشور کوروش کبير(ذوالقرنين)

بر گردان منشور کوروش بزرگ نشان داد که نخستین منشور جهانی حقوق بشر را ایرانیان در سال ۵۳۸ پیش از میلاد بیان نموده و مورد اجرا گذارده‌اند. در سال ۱۳۴۸ خورشیدی (۱۹۶۹م)پس از گذشت ۲۵۰۷ سال پس از صدور فرمان مزبور، نمایندگان کشور‌های گوناگون با قرار گرفتن بر آرامگاه کوروش هخامنشی در پاسارگاد از او به عنوان نخستین پایه گذار حقوق بشر و آزادی انسان، قدردانی کردند. تاکنون یکبار در سال ۱۹۷۱ مسئولان موزه بریتانیا این لوحه را به درخواست حکومت ایران به تهران قرض دادند که مخالفت دولت انگلیس با این اقدام سبب بروز تنش میان مسئولان دولتی و موزه بریتانیا شده بود.

در روزگاری که کوروش بزرگ به نمایندگی ایرانیان، منشور حقوق بشر و آزادی انسان را فرستاد فخر مردمان و شاهان دیگر کشتن، سوختن و ویران کردن بود. متن این منشور چنین است :

«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. برده داری را بر انداختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. ... من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند. خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ... من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه¬های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ... من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم. من به تمام سنتها، و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم احترام می‌گذارم. همه¬ی مردم در سرزمینهای زیر فرمان من در انتخاب دین، کار و محل زندگی آزادند. تا زمانی که من زنده¬ام هیچکس اجازه ندارد اموال ودارایی¬های دیگری را با زور تصاحب کند. اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون دریافت مزد کند. هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شده‌اند تنبیه شود. من جلوی برده¬داری و برده¬فروشی از زن و مرد را می¬گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود. شهرهای ویران شده در آنسوی دجله و عبادتگاه¬های آنها را خواهم ساخت تا ساکنین آنجا که به بردگی به بابل آورده شده‌اند بتوانند به خانه و سرزمین خود بازگردند.»

یادآوری این نکته ضروری است که بسیاری از موارد اعلامیه جهانی حقوق بشر از قبیل برابری زن و مرد، آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی کار، آزادی مسافرت، آزادی در انتخاب همسر و خیلی از آزادیهای دیگر که در منشور حقوق بشر آمده ریشه در گاتهای زرتشت دارند .


  
نویسنده : سعید ; ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٥

« متن کامل اعلاميه جهانی حقوق بشر »

 

 ماده ۱

    تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .

 ماده ۲

    هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت  دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده  باشد.

 ماده ۳

    هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد .

 ماده ۴

    احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع  است.

 ماده ۵

    احدی  را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .

 ماده ۶

    هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود .

 ماده ۷

    همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

 ماده ۸

    در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده  باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .

 ماده ۹

    احدی  را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود .

 ماده ۱۰

    هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید.  

 ماده  ۱۱

    الف) هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه  محسوب خواهد شد تا وقتی  که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع ازاو تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد.

    ب) هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد.

 ماده ۱۲

    احدی در زندگی  خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های  خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.

 ماده ۱۳

    الف) هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.

     ب) هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.

 ماده ۱۴

    الف) هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جسنجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.

     ب) در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول  و مقاصد ملل متحد باشد ، نمی توان از این حق استفاده نمود .

 ماده ۱۵

    الف) هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد.

     ب) احدی را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.

 ماده ۱۶

    الف) هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند.

     ب) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .

     پ) خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

 ماده ۱۷

     الف) هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد .

     ب) احدی را تمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود .

 ماده  ۱۸

    هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده  و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.

 ماده ۱۹

    هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق  مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد .

 ماده ۲۰

     الف) هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز تشکیل دهد.

     ب) هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

 ماده ۲۱

    الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ،  خواه مستقیما و خواه با وساطت  نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.

     ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.

    پ) اساس و منشا قدرت حکومت  ، اراده مردم است . این اراده  باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی  رای  را تامین  نماید .

 ماده ۲۲

    هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد. 

 ماده ۲۳

    الف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.

     ب) همه حق دارند که بدون هیچ  تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند.

     پ) هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید.

     ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.

 ماده ۲۴

    هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق، ذیحق می باشد.

 ماده ۲۵

     الف) هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری  که به علل خارج از اراده  انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.

     ب) مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج  به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند.

 ماده ۲۶

     الف) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.

     ب) آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید.

    پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.

 ماده ۲۷

    الف) هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد.

    ب) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.

 ماده ۲۸

    هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.

 ماده ۲۹

    الف) هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.

     ب) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک  وضع  گردیده  است.

     پ) این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

 ماده ۳۰

    هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید.

 

                          

  
نویسنده : سعید ; ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٥