آشنائی با مفاهیم آینده نگری



   [ انديشكده كاوشگران آينده]


در طی تاریخ بشریت همواره انسان ها در تلاش بوده اند که روشهایی برای پیش گویی آینده پیدا کنند؛ مانند نگاه کردن به ستاره ها و گوی کریستالی و غیره. اما در سالهای اخیر خصوصا" بعد از جنگ جهانی دوم، دانشمندان و محققان بسیاری که خود را آینده پژوه می نامند، روشهای کمی و کیفی متعددی را تهیه کرده اند که مبنای آنها آینده پژوهی بر مبنای عقلانیت است. آنچه که این آینده پژوهان را با غیب گوها و رمالان جدا می سازد ، عقلانیت حاکم بر روشها و نیز آگاهی از این واقعیت مهم است که آینده به هیچ وجه به طور مطلق و صد در صد قابل شناخت نیست. در این مقاله سعی بر آن شده که اصول و مبانی مورد نیاز در آینده پژوهی معرفی شوند.


تعریف آینده نگری

تفکر درباره آینده کار نسبتا آسانی است. همه ما تجربیات فراوانی در این زمینه داریم و در زندگی روزمره خودمان مرتبا از آن استفاده می کنیم مانند برنامه ریزی برای مسافرت تفریحی، نوشتن کارهای هفتگی که باید انجام دهیم و از این قبیل فعالیت ها که می بایست در روزهای آتی انجام دهیم. همه این اقدامات درحقیقت فکر کردن درباره اتفاقات آینده قبل از به وقوع پیوستن آنهاست. بنابراین می توان گفت که همه ما در زندگی شخصی واجتماعی خودمان یک آینده پژوه هستیم.

اگر زمین را به فضا پیما تشبیه کنیم تصویری از ساکنان زمین را می بینیم که در فضا شناورند و برای حفظ و بقای زندگی خود به یکدیگر و به منابع محدود آن وابسته اند. اما برای تکمیل این تشبیه، استعاره جالب دیگری نیز باید ذکر شود و آن عبارت است از تصویر زمین به مثابه " ماشین زمان". یعنی حرکت بی وقفه از زمان گذشته به سوی آینده.

بنابر این انسانها روی زمین تنها فضانورد نیستند بلکه زمان را هم در می نوردند. البته بلیط های آنها در حرکت زمانی شان یکسره است و فقط می توانند رو به جلو و به سوی آینده پیش بروند.

مردم برای آنکه عاقلانه عمل کنند، بایستی نسبت به پیامدهای اقدامات خود و دیگران، واکنش های آنها و همچنین نسبت به نیروهائی که خارج از کنترل آنهاست، آگاهی و شناخت کافی داشته باشند. نکته بسیار مهم این است که این پیامدها تنها درآینده خود را نشان می دهد. بدین ترتیب افراد نه تنها می کوشند امور در حال وقوع را بفهمند، بلکه می کوشند اموری را که شاید اتفاق بیفتد، یا بالقوه امکان وقوع دارد و یا تحت شرایط خاصی درآینده اتفاق خواهد افتاد، نیز بشناسند. افراد با استفاده از این شناخت حدسی موقعیت کنونی خود را تشخیص داده ، کارهایشان را دنبال کرده و از بستر زمان و فضای مادی و اجتماعی می گذرند.

رشته جدید علمی که هدفش مطالعه منظم آینده است معروف به آینده پژوهی، آینده نگری و یا تحقیقات پیرامون آینده نامیده می شود و متخصصان آن آینده پژوه نام دارند.

آینده پژوهان به دنبال کشف، ابداع، ارائه، آزمون و ارزیابی آینده های ممکن، محتمل و بهترند. آنان انتخابهای مختلفی را راجع به آینده فرا روی انسانها قرار می دهند و در انتخاب و پی ریزی مطلوب ترین آینده به آنان کمک می کنند.


تقدیر و سرنوشت و رابطه آن با اراده انسان

تقدیر و سرنوشت نظریه ای است که ریشه در تاریخ باستان دارد و متاسفانه امروزه طرفداران زیادی دارد. جذابیت احساسی مربوط به تقدیرگرائی را می توان به سادگی درک کرد. مطابق این نظریه ما مختاریم که هر آنچه در زمان حال احساس خوبی به ما می دهد و از آن لذت می بریم، انجام دهیم زیرا ما قادر به تغییر جهت زندگی خودمان و حوادث آن نیستم و مقصد ما قبلا" مشخص شده است. یعنی ما فقط باید به دلخوشی های زمان حال و نزدیک به خودمان فکر کنیم و از آنها لذت ببریم و فکر کردن و کار کردن جان فرسا برای رسیدن به اهداف بلند مدت هیچ فایده ای ندارد. مطابق این نظریه ما قادر به طرح ریزی مسیرهای ممکن به سمت اهداف مورد نظر نیستم و هر آنچه که در تقدیرمان رقم خورده است به وقوع خواهد پیوست. تقدیرگرائی شرمساری ما را نسبت به خطاهای گذشته کاهش داده و همچنین باعث می شود که ما دست روی دست گذاشتن و بی عملی را اشتباه ندانیم. اگر آینده از قبل مشخص شده است پس دیگر هیچ کس را نمی توان مسئول اقدامات بد و خلافکارانه اش دانست چرا که آن شخص خود را قربانی تقدیر و سرنوشت خود خواهد خواند و مسئولیت کارخود را بر گردن سرنوشت خود خواهد گذاشت. تقدیرگرائی در حقیقت یک نوع بهانه، بخشش و آمرزش برای گناهان، خطاها، نقاط ضعف وغیره ایجاد میکند. در کنار جذابیت احساسی تقدیر گرائی، مردم معمولا با بحث درباره سه "نصف حقیقت" آن را توجیه منطقی می کنند. این نصف حقایق عبارتند از :

قابل فهم بودن آینده

قابل بهبود بودن آینده

فوریت و اضطرار آینده


قابل فهم بودن آینده

نصف حقیقت عبارتست از اینکه ما نمی توان چیزی درباره آینده بفهمیم یا بدانیم. کل حقیقت عبارتست از اینکه ما چیزی درباره آینده نمی توانیم بفهمیم زیرا جهان توسط یک سیستم بسیار پیچیده ای رو به جلو حرکت می کند و زمان می تواند تا بی نهایت ادامه داشته باشد اما جزئی ترین دانشی که می توانیم درباره آینده کسب کنیم برای بهبود آینده های شخصی و سازمانی خودمان بسیار ارزشمند است. ما می توانیم دانش مفیدی حتی جزئی نسبت به آینده داشته باشیم چرا که یک نوع ارتباط و یکپارچگی بین گذشته و آینده وجود دارد. در حقیقت اگر هیچ ارتباطی بین گذشته و آینده وجود نداشت اصلا" ما قادر به تفکر درباره آینده و شناخت اتفاقات محتمل نبودیم. در چنین حالتی فقط می توانستیم به حوادث در زمان به وقوع پیوستن آنها عکس العمل نشان دهیم.


قابل بهبود بودن آینده

نصف حقیقت: ما هیچ کاری درباره آینده نمی توانیم انجام دهیم. کل حقیقت: ما به عنوان افراد جامعه قدرت کمی برای شکل دادن به آینده زمین و بسیار کمتر نسبت به کائنات داریم. اما ما قدرت خارق العاده ای در بهبود آینده شخصی خودمان داریم همانطور که اشخاص گوناگونی این موضوع را اثبات کرده اند. همچنین ما قدرت قابل تحسینی در بهبود آینده دیگران داریم. انسانها در حقیقت با نیروهای طبیعی و اجتماعی به مسیرهای مختلف هل داده نمی شوند. ما قدرت قابل توجهی در ارزیابی حوادث گذشته و احتمالات آینده داریم تا با اقدامات حساب شده ، آینده خود را بهبود بخشیم. یعنی ما زندانی تقدیر وسرنوشت نیستیم بلکه قدرت قابل توجهی برای شکل دادن به آینده داریم. افراد، گروه ها و حتی کشورها پتانسیل شکل دادن به آینده خود را بطور خلاق و با مثبت اندیشی بدست می آورند. از جمله این کشورهای می توان به ژاپن، کره جنوبی ، سنگاپور و غیره اشاره کرد.


فوریت و اضطرار آینده

نصف حقیقت این است که ما نباید زمان خود را صرف تفکر درباره آینده کنیم زیرا مشکلات اضطراری با فوریت بالائی وجود دارند و تفکر درباره راه حل آنها اولویت بیشتری دارد. اما کل حقیقت: درست است که مشکلات روزمره و ضروری را هر چه زودتر حل کنیم ولی این موضوع صحیح نیست که تفکر درباره مشکلات فوری و ضروری ما را نسبت به تفکر درباره آینده باز دارد. با توجه به ادامه داشتن و یکپارچگی حوادث از گذشته به آینده، آینده پژوهی یک کار شدنی است. از سوی دیگر تغییرات بسیار سریع جامعه کنونی که در آن زندگی می کنیم آینده پژوهی را به یک اضطرار و فوریت تبدیل می کند. امروزه تغییرات تکنولوژیکی و اجتماعی ، با سرعت بالائی که قبلا" وجود نداشت، در حال رخ دادن است. اگر آینده پژوهی بیشتری انجام ندهیم، با مشکلات روزافزونی در تصمیم گیریها مواجه خواهیم شد. تصمیم های خوب بستگی کامل به دورنگری خوب دارد. زندگی امروزی با گذشته بسیار متفاوت است. در این دنیای پر تغییر دیگر سنت های قدیمی آینده ما را شکل نمی دهند بلکه ما خود باید آینده خودمان را خلق کنیم تا بتوانیم خود، سازمان و جامعه را در برابر تغییرات جهانی آماده سازیم. شرایط جدید جهانی فرصتهای بیشماری برای جوامعی که برای دورنگری اهمیت قائلند ایجاد کرده است اما برای جوامعی که از آینده نگری بهره ی نبرده اند این شرایط جدید حاوی تغییرات عمیق و در هم شکسته شدن فاجعه وار ساختار آنها می باشد.

بنابراین آینده پژوهی نباید بخاطر مشغله زیاد و در گیر شدن با بحرانها و مسائل جاری فراموش شود. ما نباید اعتقاد داشته باشیم که " چرا نگران آینده باشیم. بالاخره آینده خواهد آمد و آنگاه ما می توانیم به آن فکر کنیم و راه حلی پیدا کنیم". آینده و آینده پژوهی بسیار مهم و ضروری است چون نمیتوانیم به وقوع پیوست آنرا به تعویق بیاندازیم. فرصت ها، تهدیدها و ریسک ها در اتاق انتظار نمی نشینند تا ببینند ما آماده ایم یا نه و بعد به وقوع پیوندند. بلکه کاملا" برعکس، در بیشتر اوقات زمانی که ما کمترین آمادگی را داریم آنها اتفاق می افتند. تنها پاسخی که ما نسبت به این حوادث داریم همان تفکر روبه جلو و آماده بودن در بهترین حالت ممکن برای مواجهه با آنهاست. یعنی ما باید از همین حالا شروع کنیم و نه یک زمانی در آینده.


تفاوت آینده نگری با غیب گوئی، پیش گوئی و فال گیری

با توجه به مطالبی که گفته شد می توان تفاوت اساسی آینده نگری و آینده پژوهی را با غیب گوئی و پیش گوئی درک کرد. عقلانیت و تحلیل های عقلانی حاکم بر آینده پژوهی فرق اساسی آن با غیب گوئی است. علاوه براین، باز نگه داشتن مسائل مربوط به آینده و حوادث محتمل آن در روش علمی آینده پژوهی فرق مهم آن با غیب گوئی و صحبت از آینده قطعی و محتوم می باشد. به نظر آینده پژوهان آینده کماکان در حال ساخته شدن است. آینده امری است که مردم می توانند آن را با اقدامات هدفمند خود طراحی کرده و شکل دهند.

پیش بینی محتوم و هر نوع غیب گوئی در آینده پژوهی مردود و بی معنی است. به نظر آینده نگران آینده از قبل طراحی نشده بلکه پهنه گسترده و بازی است که مردم توانائی های مختلفی برای شکل دادن به آن دارند. در نظر آینده پژوهان یکی از دلایل اصلی اینکه آینده مبهم و عدم قطعیت بالائی دارد این است که ما می توانیم بر آن تاثیر گذاریم و مسیر حوادث را تغییر دهیم والا هیچ چیز مبهمی وجود نمی داشت.



تاریخچه رشته دانشگاهی آینده نگری

رشته آینده پژوهی مدرن در سالهای دهه 1960، رشته کاملا" شناخته شده ای بود. انتشار کتاب " تصویر آینده " نوشته اف.ال. پولاک در سال 1951 یکی از نشانه های بارز آن و کتاب " هنر حدس زدن" نوشته دی ژوونل که در سال 1964 منتشر شد نشانه دیگر آن است. پولاک از مفهوم تصویر آینده برای تحلیل فراز و نشیب تمدن ها استفاده کرد و ژوونل برای اولین بار بسیاری از اصول آینده پژوهی را تحت همان پوشش مدون کرد. تشکیل انجمن های تخصصی آینده پژوهی از نشانه های دیگر پیدایش این رشته جدید بود. به عنوان مثال در سال 1966 انجمن آینده جهان (World Future Society) بوسیله ادوارد کورنیش و دیگران تاسیس شد که در میان سازمانهای متعدد آینده پژوهی به یکی از بزرگترین آنها بدل شده است. در سال 1967 اورلیو پچئی و دیگران کلوپ روم را بنا نهادند. این گروه کوچک در دهه 1970 به یکی از موثرترین و با نفوذترین گروههای آینده پژوهی تبدیل گردید. در سال 1977 وقتی که انجمن آینده جهان کتاب " مطالعه آینده" را منتشر ساخت، کورنیش توانست بر اساس تحقیقات قابل ملاحظه ای که پیرامون آینده پژوهی انجام شده بود، گزارشی تهیه کرده و انجمنهای روز افزون آینده پژوهی را شناسائی نماید.

رشته آینده پژوهی معاصر از مسیرهای تکامل مختلفی گذشته است. یکی از مسیرها در کار دبلیو.اف.اگبرن و همکارانش براساس تجزیه و تحلیل روندهای اجتماعی و نقش فناوری در ایجاد دگرگونی های اجتماعی پایه ریزی شد. پیدایش حرفه ای که امروزه "ارزیابی فناوری" نامیده می شود از دستاوردهای وی و همکارانش بود.

مسیر دیگر در تکامل مطالعات آینده پژوهی، "تحقیق در عملیات" و کانونهای تفکر یا اندیشکده ها بود. در سال 1945 ژنرال اچ.اچ. آرنولد برای اینکه "خوراک فکری" به نیروی هوائی آمریکا در تصمیم گیری های خود برساند، یک موسسه تحقیقاتی که به " بنگاه رند" مشهور شد را تدارک دید. این موسسه در میان موسسات، مراکز و سازمانهائی که کار فکری می کردند و به عنوان اتاق فکر، کانون تفکر یا اندیشکده شناخته می شدند به یکی از موثرترین و بانفوذترین آنها تبدیل شد. بیشتر دستاوردهای این موسسه مثل انتخاب سیاست ها، استراتژی ها، توصیه ها، هشدارها، طرحهای دراز مدت، پیش بینی ها و ایده های جدید به نحوی از انحاء متضمن تفکر آینده نگرانه بود. از سال 1970 به بعد موسسه رند پروژه های غیر نظامی را نیز به تدریج به فعالیت های خود اضافه کرد.



انواع آینده نگری

بطورکلی روشهای تحقیقی در آینده پژوهی به دو دسته کلی تقسیم بندی می شوند:

روش های توصیفی یا استتناجی

روش های تجویزی یا هنجاری

در روش های توصیفی یا استتناجی، سعی بر این است که با مطالعه حوادث گذشته و حال و با توجه به روندهای حاکم در زمینه های مختلف، آینده یا آینده های مختلفی راکه احتمال بوقوع پیوستن آنها وجود دارد، تشریح و توصیف شوند. یعنی این روش ها هر آنچه را که در آینده می تواند بوجود آید، توصیف می نمایند. بدین ترتیب تصویر یا تصویرهائی از آینده بدست می آید که هرکدام برنامه ریزی خاصی را نیاز دارد. در این حالت محققان شرایط محتمل و ممکن را شرح می دهند.

در روش تحویزی یا هنجاری، بیشتر تمرکز بر روی شرایطی است که آینده "باید" حاوی آن باشد. یعنی با توجه به ارزش ها و ترجیحات فردی یا سازمانی می توان تصویر یا تصویرهائی از آینده مطلوب به دست آورد و سپس با برنامه ریزی گام به گام رسیدن به آن آینده مطلوب را کشف و مورد بررسی قرار داد.

البته لازم به ذکر است که روشهای آینده نگری یا آینده پژوهی از ساختاری غیر قابل انعطاف پیروی نمی کنند یعنی هر آینده پژوهی می تواند با توجه به تخصص خود در زمینه های مختلف روشهای مختلفی را استفاده نمایند.



اصول کلی در آینده نگری

آینده پژوهان و متخصصان آینده نگر بر چندین اصل در آینده پژوهی توافق و اجماع کلی دارند که عبارتند از:

برای انجام آینده پژوهی بهتر و کامل تر در برابر مسائل و مشکلات آینده استفاده از روشهای متعدد و متناوب ضروری است. بدین معنی که درتحقیقات آینده پژوهی استفاده از تنها یک روش مناسب نیست و یا نتیجه بدست آمده کامل نخواهد بود. ثابت شده است که استفاده از روش های شناخته شده به صورت ترکیبی و گسترده، بینش و دانش وسیعتری نسبت به آینده ایجاد می کند.

اصل بعدی به صورت است که تحقیقات آینده پژوهی بهتر است گروهی و اشتراکی انجام شود و به خصوص زمانی که برای یک سازمان یا سیستمی بخواهیم آینده پژوهی کنیم می بایست اعضای تصمیم گیرنده و همه ذی نفعان در فرایند آینده پژوهی شرکت کنند. در این صورت اعضای شرکت کننده هنگام درک و فهم فرایند و نتایج آن شخصا حضور داشته و لذا فرایند با هدفمندی بهتری پیش می رود.

اصل نهائی که در اکثر تحقیقات آیند پژوهی وجود دارد این است که اگر چه بسیاری از محققان در آینده پژوهی از اطلاعات آماری و عینی استفاده می کنند ولی اکثر روش های تحقیقاتی بیشتر بر موضوعات ذهنی و قضاوت های ذهنی انسان ها استوار است.



اهداف کلی آینده نگری

با توجه به توضیحاتی که تاکنون داده شده می توان سه هدف برای آینده پژوهی نام برد:



تصور حوادث ممکن

ارزیابی احتمالات و یافتن حوادث محتمل
تصمیم گیری در جهت امور ترجیح داده شده



در اغلب روش های آینده پژوهی بر یک یا دو هدف از اهداف فوق تمرکز می شود نه همه آنها. به همین خاطر ما همواره برای رسیدن به یک آینده پژوهی ایده آل با نتایج بهتر نیاز به استفاده از چندین روش مختلف داریم. برای مثال ، تحلیل روندهای کنونی، اطلاعات سودمندی درباره حوادث ممکن و محتمل می دهد. یعنی با مطالعه روندها می توانیم ادامه یافتن و یا نیافتن آن را بررسی کنیم ولی این کار به ما درباره اینکه چه آینده ای راترجیح می دهیم و راه رسیدن به آن چیست، هیچ اطلاعاتی نمی دهد. درنتیجه استفاده از تکنیک های مختلف ضروری است.



سودمندی آینده نگری

سودمندی آینده نگری می تواند محدوده بسیار وسیعی از جنبه های مختلف زندگی به صورت فردی و سازمانی را بپوشاند ولی دراینجا به چند مورد از منافع و مزایای آینده پژوهی اشاره می کنیم.

الف)- آماده بودن خود و دیگران در برابر آینده: با استفاده از تصور حوادث ممکن وارزیابی احتمالات می توانیم خود و دیگران را برای آینده مجهز کنیم. در این حالت می توانیم فرصت ها و تهدیدها را شناسائی کرده و در برابر آن یا برای بدست آوردن آنها برنامه ریزی کنیم.

ب)- کسب نمای کلی از آینده های در حال ظهور: با استفاده از آینده پژوهی می توانیم بذر تحولات آینده را در زمان حال شناسائی کرده و نسبت به آنچه که درحال ظهور و بوقوع پیوستن است اطلاعات و دانش بیشتری کسب کنیم.

پ)- دریافت و درک زودهنگام هشدارها: علاوه بر شناسائی فرصت ها و تهدیدها، آینده پژوهی ما را نسبت به درک زودهنگام این حوادث یاری می رساند.

ت) کسب اعتماد به نفس: بعد از یادگیری فرایند آینده پژوهی، بدلیل اینکه گستره وسیعی از حوادث و اتفاقات آینده را مورد بررسی قرار داده ایم و نسبت به آنها اقدامات لازم را مدنظر قرار داده ایم از یک اعتماد بنفس بالائی برخوردار خواهیم بود.

ث)- کسب موقعیت برتر در رقابت ها: آینده پژوهی در حقیقت تصمیم گیری مربوط به آینده در زمان حال است یعنی ما درباره مسائل آینده خودمان در زمان حال تصمیم می گیریم. دانش و بینشی که آینده پژوهی به ما ارائه می دهد در حقیقت ما را در کسب موقعیت برتر در عرصه رقابتی یاری می کند.

ج)- ایجاد تعادل بین اهداف مختلف: اگر ما دقایقی را برای تفکر نسبت به آینده در زمان حال صرف کنیم می توانیم از ذهنیت " دلخوش بودن به زمان حال و به تعویق انداختن نگرانی درباره آینده " رهائی یابیم. در این حالت بین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود یک نوع تعادل ایجاد می کنیم.

خ)- کسب اطلاعات نسبت به نیروهای موثر: از مزایای دیگر آینده پژوهی می توان به کسب اطلاعات درباره نیروها و عوامل موثر در زندگی شخصی یا سازمانی و حتی زمینه های بزرگتر اشاره کرد. شناسائی این نیروها و عوامل درفهم و درک آینده بسیار ضروری است .

چ)- سازگاری با تغییرات: فهم و درک نیروها وعوامل موثر در زمینه فعالیت های شخصی و سازمانی ما را نسبت به تغییرات احتمالی آینده هوشیارتر می کند و می توانیم برنامه ریزی کرده و خود یا سازمان را در برابر آنها آماده کنیم و به یک نوع سازگاری با تغییرات دست یابیم.



پنج دیدگاه کلی آینده نگری

دیدگاه های آینده نگری متنوع و متعدد بوده و به همان نسبت می توان آنها را به گروه ها و دسته های مختلف تقسیم بندی کرد. ولی پنج دیدگاه کلی در آینده پژوهی مورد قبول بیشتر آینده پژوهان قرار گرفته است که بطور مختصر در اینجا شرح داده می شود. روشن و واضح است که دیدگاه های آینده نگری ماهیت کمی و کیفی داشته و لذا هر کدام معایب و مزایای به خصوص خود را داراست. برای رسیدن به آینده پژوهی بهتر همانطور که قبلا" اشاره شد استفاده از چندین روش متعدد و مختلف الزامی است.

دیدگاه استتناجی : پیروان این دسته از روشها، معتقدند که آینده در حقیقت ادامه منطقی گذشته است. به اعتقاد این افراد نیروهای غیر قابل تغییر و بزرگی آینده را به صورت یکپارچه و قابل پیش بینی بوجود می آورند. بنابراین هر کسی که روندهای گذشته را بخوبی شناسائی کند می تواند با استفاده از منطق حاکم بر روندهای گذشته آنها را به سمت آینده گسترش داده و بهترین پیش بینی ممکن را بدست آورد. روشهای تحلیل روندهای فنآوری به این دیدگاه تعلق دارند.

دیدگاه تحلیل الگوها: در این دسته از روشها اعتقاد بر این است که تاریخ تکرار خواهد شد. ساز و کار های باز خورد قوی در جامعه به همراه محرکهای انسانی باعث تکرار روندها و حوادث گذشته در الگوهای قابل پیش بینی و ادواری خواهد شد. بنابراین بهترین پیش بینی در این حالت با شناسائی و تحلیل مقایسه ای موقعیت های گذشته و ارتباط دادن آنها با آینده های محتمل بدست می آید.

دیدگاه تحلیل هدف: پیروان این دسته از روشها معتقدند که آینده توسط باورها و اقدامات افراد، سازمانها و ارگانهای مهم و کلیدی بوجود می آید و شرایط آینده می تواند با تغییر این افراد، سازمان ها و ارگانها بهبود یابد. بنابراین آینده را می توان با آزمایش و بررسی اهداف گوناگون تصمیم سازان و افراد موثر پیش بینی کرد و اهداف دراز مدت این افراد ، سازمانها و ارگانها و اقدامات برنامه ریزی شده آنها در حقیقت تصویر و نمای کلی و دراز مدت آینده را مشخص می کند.

دیدگاه آینده های متعدد: پیروان این دسته از روشها معتقدند که آینده نتیجه دسته ای از حوادث و عواملی است که غیر قابل پیش بینی، تصادفی و بدون ترتیب و گسترده می باشد. بنابراین آینده نگری بهتر زمانی خواهد بود که گستره وسیعی از روندها و حوادث ممکن شناسائی شده و آینده های متعدد و مختلفی را با جمع آوری اطلاعات از محیط های مختلف فعالیت افراد و سازمانها چه بصورت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، تکنولوژیکی و زیست محیطی در یک فرایند برنامه ریزی انعطاف پذیر تصویر کنیم. نمونه بارز این دسته از روشها تکنیک برنامه ریزی بر پایه سناریوهاست.

دیدگاه مکاشفه ای: اساس اعتقادی این دسته از روشها بر این پایه استوار است که آینده توسط مخلوط پیچیده ای از روندهای غیر قابل تغییر، حوادث تصادفی، و اقدامات افراد و موسسات کلیدی شکل می گیرد. در نتیجه به دلیل این پیچیدگی بهترین روش برای آینده پژوهی، جمع آوری هر چه بیشتر اطلاعات و استفاده از فرآیندهای نیمه خود آگاه اطلاعاتی و کشف و مکاشفه شخصی برای بدست آوردن دانش و بینش کافی و مفید باشد. روش معروف در این دسته همان تکنیک دلفی است.



مفروضات آینده نگران

در این قسمت از مقاله برای عمیق تر شدن دانش مان درباره آینده و همچنین جمع بندی معلومات مان بهتر است آشنائی مختصری با "اصول موضوعه" آینده پژوهان داشته باشیم. لازم به ذکر است این اصول می تواند در زمینه های مختلف جزو باورهای دیگر دانش پژوهان نیز باشد؛ یعنی فقط مختص آینده پژوهان نیست این اصول عبارتند از:

زمان به صورت یک طرفه و بی بازگشت به پیش می رود، از گذشته شروع شده، لحظه کوتاهی، حال است و به سوی آینده حرکت می کند. استدلالهای مختلفی این فرضیه را تایید می کند. مثل تکامل زیست شناختی (افراد با گذشت زمان پیرتر می شوند نه جوانتر)، حرکت امواج (مثلا" امواج رادیوئی هیچگاه قبل از ارسال، دریافت نمی شوند)، سرگذشت جهان و نشانه های گذشته (ردپاهای باقیمانده در شن در زمان حال دلیلی بر زمان های گذشته است. همچنین آثار باستانی، حلقه های رشد در تنه درختان و لایه های زمین).

هر چیزی که در آینده به وجود خواهد آمد، لزوما امروز یا در گذشته وجود نداشته است. بدین ترتیب امکان دارد آینده شامل مواردی باشد که پیش از آن هیچ سابقه ای نداشته است. این مسئله، اندیشه های تازه، برداشت های تازه و واکنشهای تازه ای را ایجاب می کند.

تفکر درباره آینده برای کارها و اقدامات کنونی انسان امری ضروری است. "واکنش بدون تفکر به آینده امکان پذیر است، اما کنش امکان پذیر نیست، زیرا عمل نیاز به پیش بینی دارد" بدین ترتیب، تصویرهای آینده (آرمانها، اهداف، مقاصد، چشم اندازها، امیدها، نگرانی ها، آرزوها) جزو دلایل اقدامات کنونی ماست.

آینده به طور کامل از پیش تعیین شده نیست. این فرضیه صریحا" این حقیقت را تصدیق می کند که آینده، پیشاپیش و بصورت غیر قابل اجتنابی بر انسانها تحمیل نشده است. آینده باز و خاتمه نیافتنی است.

نتایج آینده تا حدودی متاثر از اقدامات فردی و جمعی انسانهاست (یعنی متاثر از انتخاب هائی است که افراد در زندگی انجام می دهند).

وابستگی متقابل بین اجزای نظام هستی ایجاب می کند که هنگام تهیه اطلاعات برای اخذ تصمیم، به یک دید "کلی نگر" نیاز داشته و رویکردی چند سویه را در پیش گیریم. آینده پژوهان آنقدر جهان را به هم پیوسته می بینند که معتقدند هیچ سیستمی یا هیچ جزئی از عالم را نمی توان صد در صد مجزا و منفرد در نظر گرفت، بلکه هر جزئی که در کانون توجه آینده پژوهان قرار می گیرید، به صورت یک سیستم باز در نظر گرفته می شود.

بعضی از آینده ها بهتر از بقیه اند. این مطلبی است بدیهی که در سایر رشته ها نیز مقبول است. این فرضیه برای آینده پژوهان، بسیار حیاتی است، زیرا آنها صریحا" به کشف آینده های بهتر و نیز آینده های ممکن و محتمل می پردازند. افراد عادت دارند که نتایج اعمال خود و دیگران را کم و بیش مطلوب و دلخواه ارزیابی کنند. ارزش ها (استانداردهائی که بر اساس آنها خوب و بد تعریف می شوند)، جزو ساز و کارهائی است که افراد و گروهها را در گزینش روش زندگی راهنمائی و هدایت میکنند. بدین ترتیب، بخشی از کار آینده پژوهی همانا مطالعه، تبیین، ارزیابی و حتی تدوین معیارهایی است که افراد براساس آنها، آینده های مختلف را مورد ارزیابی و سنجش قرار می دهند.


موضوعات و مسائل آینده نگران در زمانه ما

آینده پژوهان و دیگران که پیرامون آینده مطالعه می کنند. نوشته های متنوع و گسترده ای به جای گذاشته اند. این نوشته ها، به طور کلی شامل بحثها و بر آوردهائی از تصاویر برجسته آینده برای زمانه ماست. صرفنظر از اینکه این تصاویر محتملند و یا نا محتمل، خوشایندند یا ناخوشایند، در مقیاس کوچکند یا وسیع، باید اذعان کرد که تابلوهای رنگارنگی از آینده های ممکن، آینده های محتمل و بهتر را به تصویر کشیده اند تا درامر تفکر، انتخاب و عمل، اطلاعاتی در اختیار افراد عادی و رهبران جامعه قرار دهند، رهبرانی که می کوشند خود، گروه ها، سازمان ها و حتی همه جوامع را به سوی آنچه به عنوان بهترین آینده ممکن تلقی می کنند، سوق دهند. آینده پژوهان به مسائل بسیار متعدد می پردازند که هر یک از آنها متضمن تصاویری مختلف و متناقض از آینده می باشد. به عنوان مثال، موضوع مهم رشد جمعیت را در نظر بگیرید. هم اکنون جمعیت کره زمین به بالاتر از شش میلیارد نفر رسیده است. آیا این رقم قبل از پایان قرن بیست ویکم به حدود 10 تا 11 میلیارد نفر خواهد رسید؟ آیا این جمعیت زیاد می توانند بدون تجاوز و درگیری خشونت بار در روی زمین جای بگیرند؟ اگر جواب منفی است ، آیا می توان رشد جمعیت را کندتر کرد؟ جمعیت بهینه کره زمین برای پیشینه سازی شانس زندگی رضایت بخش برای همه انسانها چقدر است؟ چگونه باید در مورد چنین هدفی به توافق رسید و چگونه می توان درباره ابزار و امکانات رسیدن به این هدف در میان جوامع گوناگون مذاکره کرد؟ البته رشد جمعیت به چندین بعد دیگر از ابعاد آینده بستگی دارد که از جمله می توان به غذای مکفی برای همه یا گرسنگی فراگیر، نابودی یا حفظ منابع طبیعی از آب و نفت گرفته تا جنگل ها و معادن، آسیب های زیست محیطی یا حفظ محیط زیست، اقتصادی پر رونق و موفق یا اقتصادی فاسد، از هم پاشیده و کساد و جهانی که ثروتش را صرف سلاحهای مخرب می کند یا صرف بهروزی و رفاه بشر، صرف جنگ می کند یا صرف صلح اشاره کرد. آیا به راستی میتوانیم جوامع انسانی پایداری بنا کنیم؟

تعداد احتمالات مختلف در آینده، فوق العاده وبسیار زیاد است. علاوه بر مواردی که در بالا اشاره شد.احتمالات دیگر عبارتند از: بهداشت و مراقبت های پزشکی کافی برای همه، زندگی آبرومندانه و شایسته برای افراد، فرصت ازدواج و داشتن فرزند، شغل، مسکن مناسب و رضایت بخش، فرصت تحصیل و یادگیری، این احتمالات در سطح انتزاعی شامل موارد ذیل میشود:

احساس داشتن اختیار، آزادی و قدرت، روشن بینی، احساس سعادت و شادکامی شخصی، آسایش مادی، فرصت آموختن دانش و کسب مهارت ها، بده و بستان محبت و عاطفه، آزادی ابراز عقیده، عدالت و سایر رفتارهای اخلاقی و احترام به دیگران، و البته این احتمالات شامل نقطه مقابل موارد فوق نیز می شود که عبارتند از: شکنجه، بیماری، فلاکت، تحقیر و سرافکندگی، فقر، بی خانمانی، تنهائی، زندان، نفرت، خشونت، جهل، بی عدالتی، فساد و بی بند و باری، ناتوانی و ضعف و ناامیدی.

آینده می تواند در بردارنده پیشرفت های حیرت انگیزی در زمینه های مختلف باشد: مهندسی ژنتیک، فناوری اطلاعات، ارتباطات، روباتیک، معرفت بیشتر نسبت به جهان مادی و اجتماعی، کنترل عواطف، ابر یادگیری، عمر طولانی تر، خردهای ژرف اندیش تر، منابع سرشار انرژی، مروت در روابط انسانی، مشارکت و تصمیم گیری مردمی، حقوق انسانی تضمین شده و تکامل حیات انسانی در فضای خارج از زمین.

به راستی رهآورد آینده چه خواهد بود؟ آینده پژوهان ادعا می کنند که این مسئله تا حدود زیادی بستگی به انتخابهای مردم و اقداماتی دارد که در پیش می گیرند. آینده پژوهان می کوشند با مطالعه منظم آینده های ممکن، محتمل و بهتر و با انتشار اطلاعات، تدوین طرحها و شرکت در بحثهای عمومی در گزینش انتخابهای هوشمندانه و آگاهانه به مردم کمک نمایند. هدف آینده پژوهان این است که اندیشه و ذهن مردم را به سئوال و چالش وادارند. به همین دلیل مردم را ترغیب می کنند تا به بررسی نقادانه عادت رفتاری خود بپردازند، انتخابهای دیگر را نیز مد نظر داشته باشند، در جستجوی پیشامدهائی باشندکه مثلا" ناشناخته است، به تجزیه و تحلیل اهداف و ارزشهای خود بپردازند، نسبت به آینده و کنترلی که احتمالا" روی آن می توانند داشته باشند هوشیارتر باشند و به آزادی و بهروزی نسل آینده بیاندیشند.

نتیجه گیری و حرف آخر

اگر بخواهیم انسان خوبی باشیم، ناگزیر باید آینده پژوه باشیم. از منظر آزادی انسان، تصور آینده های گوناگون و سپس انتخاب میان آنها موضوع بسیار حائز اهمیتی است. عکس این مدعا هم درست است. برای اینکه آینده پژوه خوبی باشیم، باید بخواهیم که انسان خوبی باشیم و به عبارت دیگر نگران رفاه و سعادت دیگران باشیم. در این راستا لازم است بصیرت افراد نسبت به آینده به دانشی فراتر از اینکه "آینده چه هست؟" و حتی فراتر از اینکه "چه می تواند باشد؟" مجهز شود. این بصیرت باید به احساسی از اینکه "آینده چه باید باشد؟"مسلح گردد. حرف آخر اینکه " آینده را ما از کسی به ارث نمی بریم و کسی آنرا به ما نمی بخشد بلکه آینده آن چیزی است که باید تصور کنیم و بسازیم."

  
نویسنده : سعید ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ خرداد ،۱۳۸٦