آینده نگری: یک مهارت اساسی


ادوارد کورنیش


رئیس سابق انجمن آینده جهان

همه ما به خوبی می دانیم که رانندگی در یک بزرگراه با سرعت 130 کیلومتر در ساعت بدون اینکه جلوی خود را نگاه کنیم، چه عواقب خطرناکی در پی دارد. با این وجود، هنگام اداره مسیر زندگى يا شغل خود، به ندرت در نظر مى‏گيريم كه چه آینده ای در انتظار ماست. در نتيجه اغلب با حوادث تلخى روبرو می شویم كه اگر ذره‏اى برای پيش بينى آنها تلاش می کردیم، هيچگاه با آنها مواجه نمى‏شديم.

آينده نگرى یک مهارت قابل یادگیری است و سودمندى‏ آن تقريباً از هر مهارت ديگرى بیشتر است. آينده نگرى ما را قادر مى‏سازد كه خطرات و فرصت‏هائى را كه در آينده با آنها مواجه مى‏شويم، پيش بينى كرده و بدین ترتیب زمان لازم براى تفکر و تصميم‏گيرى پیش از برخورد با آنها را داشته باشیم. آينده نگرى به ما كمك می كند اهداف بلند مدت و ارزشمند را به همراه استراتژي هاى لازم برای دست یابی به آنها طراحى كنيم.

امروزه آينده نگرى فقط يك مهارت ذاتی نیست كه بسته به ميزان تمايل، استعداد و تجربه افراد کمابیش با موفقيت‏ توام باشد، بلکه به خاطر فعالیت های اندیشمندان در دهه های گذشته، آینده نگری به صورت بخشی از بدنه علم و دانش در آمده است و با اصطلاحاتی مانند Futuring و Futurism، " مطالعه آینده" و "آینده پژوهی" شناخته می شود. امروزه در نتیجه تلاش های بسیاری از پیشگامان این عرصه روش ها و فنون آینده نگری به صورت سازمان یافته توسط شرکت ها، سازمان های دولتی، اندیشکده ها ( مخازن اندیشه) و آینده نگر های حرفه ای در سراسر جهان استفاده می شوند. ما نیز می توانیم این روش ها و فنون را بیاموزیم و از آنها به صورت سازمان یافته استفاده کنیم تا زندگی خود را بهتر بسازیم.

دانستن اینکه چگونه به آینده فکر کنیم، با توجه به سرعت تغییرات در جهان، به شکل فزاینده ای ضرورت یافته است. شکی نیست برای گرفتن تصمیم های عاقلانه درباره زندگی و کسب و کار خود باید بدانیم که دنیای ما چگونه در حال تغییر است و احتمالا در آینده چگونه خواهد بود.

البته درک آینده به معنی غیب گوئی یا پیش گوئی آینده با جزئیات زیاد نیست چرا که توانائی ما برای حدس زدن درباره اکثر اتفاقات آینده بسیار محدود است. اما کوچک ترین دانش ما درباره آینده برای موفقیت های بعدی بسیار ضروری است. اگر تغییرات کنونی دنیا و عواقب احتمالی آنها و نیز گزینه هائی را که برای دست یابی به اهدافمان داریم، به خوبی درک نکنیم، نمی توانیم انتخاب عاقلانه ای داشته باشیم.

بنابراین هدف از علم و هنر آینده نگری، پیش بینی آینده نیست، بلکه بهتر ساختن آینده است. ما فرصت های بسیار زیادی برای بهتر ساختن آینده خود داریم و اگر آینده را مد نظر داشته باشیم، می توانیم جلوی ظهور بسیاری از مشکلات را بگیریم.

متاسفانه امروزه بسیاری از مردم معتقدند که تفکر درباره آینده کار بیهوده ای است، زیرا نمی توان که هیچ کاری درباره آن انجام داد. آنها کاملا در اشتباه اند. با توجه به پیشرفت سریع جامعه و فنآوری، تفکر درباره آینده بسیار مهم تر از تفکر درباره تاریخ و گذشته است. در گذشته اکثر مردم در همان جامعه ای که بزرگ می شدند، تا آخر عمر زندگی می کردند و الگوی زندگی والدین خود را بی هیچ مشکلی انتخاب می کردند. مثلا پسر یک کشاورز تقریبا مطمئن بود که او نیز یک روز کشاورز می شود و دختر یک کشاورز هم تقریبا مطمئن بود که در آینده همسر یک کشاورز می شود.

اما امروزه ما در دریای گزینه ها غوطه ور هستیم. می توانیم تقریبا در هر جای دنیا زندگی کنیم. می توانیم شغلی را انتخاب کنیم که در دوران تحصیل و مدرسه اصلا وجود نداشت و شاهد باشیم که چگونه با گذشت فقط چند سال به خاطر پیشرفت فنآوری همه چیز قدیمی شده و چیزهای جدید جای آنها را می گیرد. اینترنت به تنهائی بازاری جهانی را در دسترس ما قرار داده که در آن میلیون ها نفر می توانند با ما داد و ستد کنند، سازمان ها می توانند فرصت های شغلی را پیشنهاد کنند، ادارات دولتی می توانند خدمات خود را توضیح دهند، دانشگاه ها می توانند دانشکده ها و رشته های خود را معرفی کنند، و افراد بیشماری می توانند با هم و نیز با ما ارتباط داشته باشند. مردم و سازمان ها در حال حاضر راه های بسیاری برای ساختن آینده خود در اختیار دارند که از آنچه یک قرن پیش در خیال و تصور می گنجید، غنی تر و هیجان انگیز تر هستند.

چنین پیشرفت چشمگیری که در امکانات بشری به وجود آمده تنها یکی از دلائلی است که ضرورت یادگیری مهارت آینده نگری را توجیه می کند. دلیل دیگر ضرورت آینده نگری انقباض و کوچک تر شدن دنیای ماست. از آنجائیکه فنآوری جدید ما را در یک اکوسیستم واحد قرار می دهد، ما در معرض نیروهائی قرار گرفته ایم که یک یا دو دهه پیش نمی توانستند ما را تحت تاثیر قرار دهند. مثلا هر گونه اغتشاش در دنیای اقتصاد در عرض چند روز یا چند هفته در سراسر دنیا پخش می شود، کاهش ارزش سهام بورس نیویورک، در عرض چند دقیقه در توکیو و سنگاپور احساس می شود. اختلاف در نظام های ارزشی دنیای در حال حرکت به سمت جهانی شدن به قدری است که می تواند به شورش در ونزوئلا یا حملات تروریستی در نیویورک منجر شود.

در نتیجه بسیاری از این پیشرفت ها، آینده نگری به نیاز ضروری دوران ما تبدیل شده است. اگر می خواهیم با تغییرات پر قدرتی که همه جنبه های زندگی، شغل، خانواده، آموزش، سلامت، سرگرمی، محیط زیست و حتی مذهب ما را در برگرفته روبرو شویم، باید آینده نگر باشیم. خوشبختانه ما اولین کسانی نیستیم که این نیاز را احساس می کنیم.

در گذشته به دلیل این اعتقاد که آینده غیر قابل شناخت و خارج از کنترل ماست، کمتر به طور جدی به این موضوع فکر می کردند. مردمی که درباره آینده صحبت می کردند به عنوان انسان های رویائی، متقلب یا احمق قلمداد می شدند و افراد آگاه بر روی مشغله های روزمره خود متمرکز می شدند. اما بروز جنگ جهانی دوم، ساخت بمب اتمی، موشک ها، رایانه ها، و دیگر حوادث مهم مردم متفکر را وادار کرد که درباره تاثیر فنآوری های پیشرفته بیشتر بیاندیشند. فرماندهان نظامی، دولت مردان و نیز دانشجویان و محققان پیشرو، سخت به این فکر فرو رفتند که چه چیز هائی در آینده ممکن است اتفاق بیافتد و چگونه می توان راه های بهتری را برای پیش بینی آینده پیدا کرد.

این متفکران، که از دهه 1960 به عنوان Futurist معرفی شدند، فهمیدند که دنیای آینده با توجه به دنیای کنونی پشرفت می کند. بنابراین ما می توانیم با نگاهی سازمان یافته و منظم به آنچه در زمان حال اتفاق می افتد، چیزهای زیادی درباره آنچه ممکن است در آینده روی دهد، بفهمیم. اما نکته کلیدی که باید در نظر گرفته شود، اتفاقات ناگهانی یا روزمره نیست، بلکه اتفاقات درازمدت و دنباله دار در ترکیب جمعیتی، استفاده از زمین، فنآوری ها و سازمان های دولتی است.

در بنگاه RAND، که معروف ترین اندیشکده جهان است، هرمان کان و همکارانش برای شناخت و فهم احتمالات آینده، روش های منسجم، منظم، و بسیار خلاقانه ای تهیه کردند. تلاش او فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی آمریکا و شوروی سابق را عمیقا تحت تاثیر قرار داد. این فرماندهان فهمیدند که چگونه تغییرات آینده و بروز یک جنگ گرما هسته ای می تواند صدها میلیون نفر را به کام مرگ بفرستد. تلاش کان باید جایزه صلح نوبل را برای او به ارمغان می آورد، اما در عوض او به شدت در معرض اتهام قرار گرفت و به عنوان نمونه یک دانشمند اتمی دیوانه در فیلم دکتر استرنج لاو مورد تمسخر واقع شد.
امروزه دولت ها و شرکت های موفق از روش " برنامه ریزی برپایه سناریوها"، که توسط هرمان کان پایه گذاری شد، به منظور درک بهتر احتمالات آینده و کشف گزینه های پیش رو، با وسعت زیادی استفاده می کنند.

در سال های اخیر "آینده نگرها" به طور مستمر روش ها و فنون خود را اصلاح کرده اند. امروزه ما حتی می توانیم درباره تدریس رشته علمی و معتبر آینده نگری صحبت کنیم. البته این علم شبیه فیزیک یا زیست شناسی نیست بلکه مانند جامعه شناسی و اقتصاد یک علم اجتماعی محسوب می شود.

تردیدی نیست که ما هیچگاه با اطمینان کامل نمی توانیم درباره رخدادهای آینده حرف بزنیم اما با آموزش و یادگیری مهارت آینده نگری، توانائی ما برای ارزیابی احتمالات، پیش بینی عواقب تصمیم ها، و انتخاب عاقلانه تر اقداماتی که بهترین و مطلوب ترین آینده را می سازند، افزایش می یابد.  


  
نویسنده : سعید ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ خرداد ،۱۳۸٦