تحول ماهيت قدرت در انديشه آلوين تافلر



 [ گراميان، سعيده‌السادات]

 
اين رساله مشتمل بر دو بخش و هشت فصل مي‌باشد. در بخش اول: پديده قدرت به تفصيل مورد بررسي قرار گرفت . اين بخش شامل دو فصل است . در فصل اول، به تعريف قدرت سياسي و منابع آن پرداخته مي‌شود. فصل دوم: اختصاص به بررسي تئوريهاي مختلف قدرت دارد. در دسته‌بندي اين تئوري‌ها و معيار مورد توجه قرار گرفته است : (اول، ترتيب تاريخي آنها و دوم نگرشي علمي و يا فلسفي كه انديشمندان در ارتباط با پديده قدرت ابراز داشته‌اند، طبق اين دو معيار، سه طبقه‌بندي كلي ارائه شده است :) نظريه‌پردازان كلاسيك ، كه از نظر تاريخي از انديشه‌هاي يونان باستان، مثل سقراط و افلاطون، شروع مي‌شود و تا آغاز رنسانس ادامه يابد، وجه مشخصه اين تئوريها، ديدگاه متافيزيكي آنها نسبت به پديده قدرت است . اين گروه از نظريه‌پردازان نيز در رابطه با نگاه بدبينانه يا آرماني كه نسبت به پديده قدرت دارند، خود به دو گروه آرمانگرا و واقع‌گرا تقسيم مي‌شوند. 2) تئوري‌پردازان مدرن: وجه تمايز اين ديدگاه از ديدگاه كلاسيك ، نگرش مادي آنها نسبت به پديده قدرت است . اين ديدگاه به دو بخش تقسيم مي‌شود: ديدگاه فلسفي و ديدگاه علمي در گروه اول، ماكياولي، بدن وهابز قرار دارند كه جزء واقع‌گرايان محسوب مي‌شوند و در همين گروه عده‌اي چون سوسو، كانت و هگل با ديد آرمانگرايانه به پديده قدرت مي‌نگرند. در ديدگاه علمي كه بصورت تجربي به بررسي مسئله قدرت مي‌پردازد نيز با دو گروه از انديشمندان مواجه هستيم. واقع‌گرايان كه عبارتند: ماركس ، ماكس‌وبر، مورگنتاو رابرت دال و سي رايت ميلز و ارمانگرايان كه شامل نظريه‌پردازاني چون، هاناآرنت و پورگن هابرماس مي‌شوند. تئوري‌پردازان مدرن براي ياورند كه ماهيت قدرت ، سلطه است ، آنچه در دوران مدرن بر تفكر سياسي حاكم است ، توجيه اقتدار سياسي است . اين گروه از انديشمندان برخلاف انديشمندان كلاسيك قدرت را نه به عنوان يك پديده متافيزيكي، بلكه به عنوان پديده‌اي مادي مي‌انگارند به فضائل و الهه‌هاي قدرت توجه مي‌كند و آن را در خدمت منافع عمومي، تفسير مي‌كنند. 3) تئوري پردازان پست مدرن: نقد قدرت از مباحث پست مدرنيزم مي‌باشد، اگر در نظريات كلاسيك و مدرن، ثدرت خصلتي سياسي دارد و داراي مركزي به نام حاكميت است ، در نظريات پست مدرن قدرت پراكنده است و داراي مركزيتي نيست ، در اين گروه به تشريح نظيات نيچه، هايدگر، ميشل فوكو و ژان فرانسواليوتار پرداخته مي‌شود. در واقع مي‌توان گفت بحث تافلر در رابطه با تحول، ماهيت قدرت در جامعه فراصنعتي تا حدودي به بحث‌هاي اين گروه نزديك م‌شود. بخش دو: كه در واقع موضوع اصلي رساله ماست ، تحت عنوان مؤلفه‌هاي قدرت از ديدگاه آلوين تا فلر، نام دارد. اين بخش ، مشتمل بر شش فصل مي‌باشد، در فصل اول به تبيين ماهيت قدرت از ديدگاه تافلر پرداخته‌ايم. در اين فصل، تعريف قدرت ، كيفيت آن و رابطه آن با نظم و آزادي و سرانجام مفروضه‌هاي قدرت از ديدگاه تافلر بررسي خواهد شد. فصل دوم: تحت عنوان ماهيت قدرت ، نام دارد در اين فصل به بررسي چگونه تحول ماهيت قدرت در هر يك از امواج تمدن بشري مي‌پردازيم. قسمت اول، اختصاص به پديده قدرت در موج اول دارد در اين قسمت نشان داده خواهد شد كه خشونت نقش اساسي در تعيين ماهيت قدرت ايفاء مي‌كند. در قسمت دوم بحث قدرت در موج بشري را به نمايش مي‌گذارد و اينكه با تغيير در شيوه توليد ثروت و ظهور نظام صنعتي قدرت ، از خشونت به ثروت ، تغيير ماهيت مي‌دهد. در واقع از نظر تا فلز، اساس تمامي تغيير و تحولات در عرصه‌هاي حسات انساني و از جمله قدرت ، تغيير شيوه توليد ثروت است . نظام توليد كشاورزي، پديدآورنده مناسبات قدرت خاص خود و نظام توليد صنعتي نيز مناسبات قدرت مربوط به خود را پديد مي‌آورد. قسمت سوم، كه در واقع مي‌توان گفت : فرضيه‌ها بيشتر اختصاص به اين قسمت از بحث دارد، مربوط به قدرت و تحولات آن در موج سوم يا عصر فراصنعتي است . در اين فصل ابتدا به بررسي فضاي فكري - فرهنگي و سياسي و اجتماعي مطرح شده از سوي تا فلر و ديگر انديشمندان در عصر فراصنعتي خواهم پرداخت تا به درك روشن‌تري از تحول ماهيت قدرت ، از ديدگاه تافلر در اين عصر نائل شويم. از نظر تافلر، در موج سوم، با افزايش نقش ارتباطات و اطلاعات ، ماهيت قدرت از ثروت به دانائي تغيير خواهد يافت و بنابراين قدرت از ويژگيهاي نويني برخوردار مي‌شود كه عبارتند از پراكندگي قدرت ، افزايش پيچيدگي و انتزاع در قدرت و تنوع قدرت مي‌شود سپس شاخصه‌هاي دانائي، از نظر تافلر مورد بررسي واقع خواهد شد. در اين بحث نشان‌داده خواهد شد كه دانائي از نظر كيفيت و كارائي مهمترين منبع قدرت است منظور از دانائي، نه تنها دانش و اطلاعات ، بلكه شهود و احستس و تخيل و ارزشهاي انساني نيز مي‌باشد. اطلاعات و قدرت ، عنوان فصل سوم از اين بخش مي‌باشد. در اين فصل نشان داده مي‌شود كه چگونه تكنولوژي‌هاي موجي سومي، نظير كامپيوتر و بقول تافلر، ابر رسانه‌ها در تعيين معادلات مربوط به قدرت در موج سوم از نقش اساسي برخوردارند. در قسمت دوم از بحث ، به ارتباط بين تحول ماهيت قدرت و تحقق جامعه آرماني تافلر خواهيم پرداخت از نظر تافلر جامعه دانشمدار موج سوم موجب ارتقاء آرمانهائي چون آزادي، عدالت و دموكراسي خواهد شد. در فصل چهارم: به مباني جامعه‌شناختي تحول ماهيت قدرت پرداخته خواهد شد. در اين فصل نشان داده مي‌شود كه چگونه بحرانهاي وارده بر نظام صنعتي نظير بحران نقشها، بحران ارزشها، بحران در نظام اقتصادي و ساير بحرانها، نقش اساسي در تحول ماهيت قدرت ايفاء مي‌كنند. از نظر تافلر آنچه سبب اين بحرانها مي‌شود، برخورد تمدن موج سوم و تمدن دوم است . ظهور نظام نوين دانائي كه مبتني بر تكنولوژيهاي موج سومي است ، سبب ايجاد شتاب در تغييرات مي‌شود و اين شتاب بدنبال خود، ناپايداري و عدم قطعيت را همراه مي‌آورد. فصل پنجم: به نقد و ارزيابي تافلر اختصاص دارد، در اين فصل با استفاده نظريات انديشمندان مختلف مانند ميشل فوكو، ژان بودريارد، ژان فرانسواليوتار، به نقد تحليل فلراز تحول ماهيت قدرت در موج سوم خواهم پرداخت و آنچه بيش از همه مورد نقد قرار گرفته است ، بينش يوتوپيائي تافلر نسبت به نتايج مثبت و آرماني تحول ماهيت قدرت در جامعه اطلاعاتي مي‌باشد.



  
نویسنده : سعید ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ خرداد ،۱۳۸٦