سفري به دنياي آينده


عقيل ملكي فر، وحيد وحيدي مطلق

امام اميرالمومنين (ع): همه آينده‌ها نزديك است.

 

اشاره:

انقلاب جهاني تكنولوژي با تغييرات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فردي در سراسر جهان همراه است. همچون انقلابهاي كشاورزي و صنعتي در گذشته، اين انقلاب تكنولوژي نيز از پتانسيل دگرگون سازي كيفيت زندگي و طول عمر، متحول سازي كار و صنعت، تغيير و تبديل ثروت، جابجايي قدرت درسطح ملتها و دردرون ملتها، و افزايش تنش و تعارض برخورداراست. پيامدهاي انقلاب ياد شده بر سلامتي بشر شايد شگفت آورترين آنها باشد. چرا كه خط شكني هاي علمي كيفيت و طول زندگي انسان را به مراتب بهتر خواهد كرد. بيوتكنولوژي نيز ما را قادر خواهد ساخت ارگانيزم هاي زنده از جمله خودمان را شناسايي نموده، چگونگي فعاليتشان را درك كنيم. آنها را دستكاري كرده، بهبود بخشيده و تحت كنترل در آوريم. تكنولوژي اطلاعات امروزه به ويژه در كشورهاي توسعه يافته تحولات انقلابي براي زندگي ما به ارمغان آورده و خود عامل توان آفرين عمده اي براي ساير روندها به شمار مي رود. تكنولوژي مواد، توليد محصولات، قطعات و سيستم هاي ارزان تر، هوشمند تر، چند منظوره، سازگار با محيط زيست، ماندگارتر، و سفارشي تر را ميسر خواهد ساخت. علاوه بر اين مواد هوشمند، ساخت و توليد چالاك و نانو تكنولوژي شيوه توليد وسايل را متحول ساخته و توانمندي هاي آنها را بهبود مي بخشد. انقلاب تكنولوژي از حيث اثرات جهاني اش يكسان عمل نخواهد كرد و بسته به ميزان استقبال از آن، سرمايه گذاري و مسائل متعددي همچون بيو اخلاق، حريم خصوصي، نابرابري اقتصادي، تهاجم فرهنگي، و واكنش هاي اجتماعي نقش هاي متفاوتي ايفا خواهد نمود. اما راه بازگشتي وجود ندارد، چون برخي جوامع فرصت را غنيمت شمرده از انقلاب ياد شده سود برده و پديده جهاني شدن محيط زندگي همه جوامع را دستخوش تغيير خواهد كرد. آنچه در زير مي خوانيد پيشگفتار نسخه فارسي كتاب انقلاب جهاني تكنولوژي است.


مردم معتقدند كه سفر‌هاي "مكاني" غم‌ها را دور مي‌كند و خستگي‌ها را مي‌كاهد، اما سفر‌هاي "زماني" چطور؟ وقتي همراه با انبوه تاريخ‌نگاران پا به دنياي گذشته مي‌گذاريم با وقايعي روبرو مي‌شويم كه گاهي ما را شاد مي‌كنند و گاهي غمگين؛ اما هرگز نمي‌توانيم آنها را تغييرداده يا جرح و تعديل كنيم. به‌عكس، زماني كه با معدود آينده‌پژوهان به دنياي آينده سفر مي‌كنيم درست مثل اين است كه از خوابي سنگين اما پر از رويا بيدار مي‌شويم؛ رويا‌هايي اميد‌بخش و نيروزا و رويا‌هايي نگران‌كننده و دلهره‌زا. اگر بتوانيم به اين روياها اعتماد كنيم تصوير‌هايي از آينده در ذهن ما شكل مي‌گيرد كه به تصميم‌ها و اقدامات امروز ما جهت مي‌دهد و به آنها معناي ويژ‌ه‌اي مي‌بخشد.

كتاب انقلاب جهاني تكنولوژي به اندازه يك سفر كوتاه شما را به آينده مي‌برد و با چشم‌اندازي از جهان در حدود سال ۱۴۰۰ ه‍.ش آشنا مي‌كند. در اين آينده‌گردي بايد عينك تكنولوژي به چشم بزنيد و دنياي ۱۴۰۰ را از پشت اين عينك ببينيد. آماده باشيد كه وارد دنياي آينه‌اي مي‌شويد!

آليس، قهرمان قصه كودكانه "آليس در سرزمين عجايب"، دختري شاد بود كه روزها با گربه‌هاي كوچكش بازي مي‌كرد و هيچ دغدغه‌اي نداشت. يك روز به سرش زد كه از تاقچه اتاق بالا برود و خود را در آينه‌اي كه آنجا بود ببيند، اما چيزهايي كه در آن سوي آينه مي‌ديد با آنچه در اين سو مشاهده مي‌كرد به كلي متفاوت بود. كنجكاوي كودكانه‌اش او را برانگيخت تا وارد دنياي آينه‌اي شود. دنيايي كه زنبورهايش به اندازه فيل بودند و كسي كه مي‌خواست جلو برود بايد رو به عقب حركت مي‌كرد. دنياي آينه‌اي به معناي واقعي كلمه "باژگونه" بود و دخترك بايد ماجراهاي بسياري را پشت سر مي‌گذاشت تا با اين دنيا خو بگيرد و بر اضطراب كودكانه‌اش غلبه كند.

انقلاب جهاني تكنولوژي، كه تا سال ۲۰۱۵ م از راه خواهد رسيد و گوشه‌هايي از آن در اين كتاب ترسيم شده است، ما را به يك دنياي آينه‌اي مي‌برد كه بسياري از جنبه‌هاي آن براي ما بيگانه است و ما را مضطرب مي‌كند. با مطالعه اين كتاب فرصت داريم پيشاپيش براي مدتي در اين دنيا بگرديم، آن را لمس كنيم، با آن خو بگيريم و وقتي به دنياي واقعي باز مي‌گرديم از خود بپرسيم كه اگر قرار است به سمت چنين آينده (يا آينده‌هايي) برويم ، تكليف امروز ما چيست؟ شناختي كه از اين طريق به‌دست مي‌آيد به قول وندل بل "تنها معرفت قابل اتكا و سودمند است(۱) كه براساس آن مي‌توانيم با آمادگي بيشتري به استقبال آينده برويم.

كتاب حاضر از منظر تكنولوژي به آينده نگاه مي‌كند. نويسندگان آن معتقدند كه انقلاب جهاني تكنولوژي از پيشرفت‌هاي تعيين‌كننده نانوتكنولوژي، بيوتكنولوژي، تكنولوژي مواد و هم‌افزايي آنها با تكنولوژي اطلاعات ناشي مي‌شود. همچنين خاطرنشان مي‌كنند كه دو دهه آينده در استيلاي بيوتكنولوژي خواهد بود. نويسندگان مي‌كوشند تا خطوط كلي و اصلي پيشرفت‌ها ـ و به تعبيري "روندها"ي حاكم بر اين تكنولوژي‌ها ـ و تعاملات آنها با يكديگر را كشف كرده و تأثيرات و عواقب احتمالي اين روندها را در برابر نگاه خوانندگان (به‌ويژه سياستگذاران ارشد) قرار دهند. اگر آينده به‌گونه‌اي باشد كه در اين گزارش ترسيم شده است، بشريت بايد منتظر رويدادهاي بسيار غافلگيركننده‌اي باشد.

 

درباره مجري اين مطالعه

اين مطالعه به اهتمام مركز سياست تكنولوژي وابسته به موسسه رند (http://www.rand.org) انجام شده است. خود اين موسسه يكي از زير مجموعه‌هاي پژوهشگاه ملي تحقيقات دفاعي آمريكا است كه بودجه‌هاي آن را دولت فدرال تأمين مي‌كند و از سوي وزارت دفاع، ستاد مشترك نيروهاي مسلح و سازمان‌هاي دفاعي آمريكا پشتيباني مي‌شود. آن‌طور كه وندل بل مي‌نويسد، موسسه رند را ژنرال اچ.اچ آرنولد ـ معروف به پدر نيروي هوايي آمريكا ـ در سال ۱۹۴۵ م تاسيس كرده است(۲). هدف وي اين بود كه يك زيرساخت تفكري قوي براي نيروي هوايي كشورش به‌وجود آورد كه وظيفه اصلي‌اش توسعه "تفكر منظرساز" به‌ويژه از ديدگاه تكنولوژي باشد. بل از قول شخصي به‌نام ديكسون نقل مي‌كند كه اين موسسه در ميان تمام موسسات، مراكز و سازمان‌هايي كه كار فكري مي‌كردند و بعدها به‌عنوان "انديشكده" شناخته شدند به يكي از موثرترين و با نفوذترين آنها تبديل شد.

بيشتر دستاوردهاي اين موسسه مثل انتخاب سياست‌ها، استراتژي‌ها، توصيه‌ها، هشدارها، طرح‌هاي بلندمدت، پيش‌بيني‌ها و ايده‌هاي جديد، به‌نحوي از انحا متضمن تفكر آينده‌نگرانه بود. در حدود سال ۱۹۷۰ ، موسسه رند پروژه‌هاي غيرنظامي را نيز تا حدي به فعاليت‌هاي خود اضافه كرد كه در حدود يك سوم فعاليت‌هاي آن‌را شامل مي‌شد. پژوهشگران رند تكنيك‌‌هايي همچون سناريوسازي، شبيه‌سازي كامپيوتري [روندها ]، تكنيك دلفي، بودجه‌بندي طرحها، اثربخشي هزينه‌ها و تحليل سيستم‌ها را ابداع كرده و گسترش دادند. اين موسسه كه آينده‌پژوهان سرشناسي در آن كار مي‌كردند به منزله آموزشگاهي براي تربيت آينده‌پژوهان بود و علاوه بر آن، بذر چند انديشكده را نيز پاشيد.(۳)

بل اين نكته ظريف را نيز خاطرنشان مي‌كند كه موسسه رند، به‌رغم نقش خلاقانه آن در گسترش آينده‌پژوهي، عمدتا" در جهان‌بيني متعصبانه خود محدود و محصور بوده است. رند مخلوق مشتريان نظامي و اطلاعاتي خويش است و نتوانسته با جهان‌بيني و پارادايم‌‌هاي آنها فاصله بگيرد. در نظر داشته باشيم كه همين آينده‌پژوهي به سفارش شوراي ملي اطلاعات آمريكا تهيه شده است.

 

آينده‌پژوهان بي‌طرف نيستند

ارزيابي بل از عملكرد موسسه رند واقعيت مهمي را آشكار مي‌كند؛ تصوير‌هايي كه آينده‌پژوهان از آينده مي‌سازند، اصولا" نمي‌تواند ناب و مستقل از ارزشها و پارادايم‌‌هاي آنان باشد. بنابراين در پذيرش اين تصويرها بايد جانب احتياط را نگاه داشت. حتي بايد متوجه اين نكته بود كه بسياري از تصوير‌هاي آينده، كه در مراكز تفكري غرب ابداع مي‌شود، ويژه "صادرات" به كشور‌هاي رو به توسعه‌اي است كه يا از عهده آينده‌پژوهي بر نمي‌آيند و يا اهميت آن را به منزله يك وظيفه خطير ملي درك نكرده‌اند. اين ناتواني يا غفلت بدين معنا نيست كه آنها خلا تصويرهاي آينده را ـ به‌عنوان شالوده استراتژي‌ها و برنامه‌هاي بلندمدت خود ـ احساس نمي‌كنند. به‌عكس، آنها اين خلا را به خوبي تشخيص مي‌دهند اما چون نمي‌توانند آن را پر كنند، به تصويرهاي وارداتي هجوم مي‌برند.

انديشكده هاي استكباري اين نياز حياتي كشورهاي رو به توسعه را مي‌شناسند و بر پايه منافع غير اخلاقي خود به آن پاسخ مي‌دهند. دكتر روبرت يونگ، روان‌پژوه و آينده‌پژوه فقيد، با لحني هشداردهنده مي‌گفت:

اكنون آينده به‌وسيله گروه كوچكي از مردم نخبه دنيا "مصادره" شده و مردم جهان [متأسفانه ]به سوي أينده‌اي مي‌روند كه توسط اين نخبگان تعريف مي‌شود. من معتقدم كه نبايد چشم‌بسته به سمت اين آينده برويم. (۴)

دانش آينده‌پژوهي به افراد، سازمانها و ملتها اجازه مي‌دهد تا سمت و سوي درست زندگي را بيابند و "حال" را به "آينده"اي پيوند بزنند كه متضمن نيك‌فرجامي آنها باشد. بدون شك، بسياري از افراد و سازمان‌هايي كه از مشكل بي‌كفايتي رنج مي‌برند (و غالبا" نمي‌توانند مسير درست را بيابند) همان‌هايي هستند كه گنجينه آگاهي خود را از معرفت نسبت به گذشته و حال آكنده‌اند، اما از معرفت نسبت به آينده غافل شده‌اند. وقتي اين رويكرد يا رفتار در سطح ملت‌ها بروز مي‌كند، عواقب آن مي‌تواند بسيار دهشتناك باشد. پرفسور اي.ام.لاو، آينده‌پژوه انگليسي كه ۷۰ سال پيش نشريه "فردا: مجله‌اي براي آينده" را منتشر مي‌كرد در يكي از سرمقاله‌هاي خود خطاب به رهبران كشورش نوشت:

من روزي را مي‌بينم كه كشور ما يك "وزارت آينده" داشته باشد. اين وزارتخانه مفيدتر از همه دستگاههايي خواهد بود كه تاكنون مثل قارچ سبز شده‌اند. اگر بپرسيد كه كار اين دستگاه چه خواهد بود، مي‌گويم: جمع‌آوري و پردازش و مقايسه اطلاعات از سراسر جهان. اين وزارتخانه مثل عنكبوتي است كه در لانه شبكه‌اي خود مي‌نشيند، همه دانش‌هاي جهان را شكار مي‌كند، و دست به تحليل آينده‌نگرانه اين دانشها مي‌زند تا پيشرفت‌‌هاي بعدي آنها را كشف كند و به ما بگويد كه علم و تكنولوژي به چه سمت و سو‌هايي مي‌روند و چه آينده‌‌هايي را در برابر ما قرار مي‌دهند.(۵)

اچ.جي.ولز كه او نيز در همين مجله قلم مي‌زد، همواره تأسف مي‌خورد كه چرا دانشگاهها به انبوهي از دپارتمان‌هاي تاريخ و لشكري ازتاريخ‌نگاران مجهزند، اما كسي به آينده نمي‌پردازد. با مساعي اين مردان نامدار، امروزه دانش آينده‌پژوهي حداقل در ميان كشور‌هاي توسعه‌يافته و پار‌ه‌اي از كشورهاي رو به توسعه، منزلت شايسته‌اي كسب كرده و در مواردي به يك رشته معتبر دانشگاهي تبديل شده است. (۶ )

 

فلسفه كشف و مطالعه روندهاي تكنولوژي

جيمز دتيور خاطرنشان مي‌كند كه آينده احتمالا" از تعامل چهار مولفه پديد مي‌آيد: رويدادها، روندها، تصويرها [از آينده ]، واقدامات (۷). وي ابتدا روندها را به سه دسته تقسيم مي‌كند: روندهايي كه استمرار گذشته و حال هستند؛ روندهاي كم و بيش ادواري؛ و روندهاي نوظهور. سپس در تشريح روندهاي نوظهور مي‌نويسد:

آينده ممكن است آبستن اموري باشد كه از هر حيث نو بوده و پيش از آن هرگز به تجربه بشري در نيامده باشند. چنين روندهايي را بهتراست "مسائل نوظهور" بناميم. اينها مسائلي هستند كه احتمال بروز آنها در آينده وجود دارد، اما اكنون به سختي قابل مشاهده‌اند و در گذشته هم موجود نبوده‌اند. بسياري از آينده‌پژوهان استدلال مي‌كنند كه مهمترين روندها، همين مسائل نوظهور‌اند كه عمدتا" پيامد مستقيم يا غيرمستقيم تكنولوژي‌هاي جديد هستند. روش‌هاي شناسايي مسائل نوظهور كاملا" با روش‌هاي پيش‌بيني ساير روندها متفاوت است.(۸)


او اين نكته را هم اضافه مي‌كند كه:

در اين زمان تجارب شخصي ما و كانون توجه نظام‌هاي آموزشي شديدا" و تنها بر مدار روند‌هاي نوع اول و دوم مي‌چرخد. پس اگر اين عقيده آينده‌پژوهان درست باشد كه براي درك و شناخت سي سال آينده و پس از آن ، مهمترين روندها همان روند‌هاي نوع سوم يا مسائل نوظهور هستند، در اين صورت بيشتر مردم براي پيش‌بيني موثر آينده با مشكل روبرو خواهند بود(۹).

كشف و مطالعه روند‌هاي تكنولوژي، يا آنچه كه به بيان دقيقتر "تجزيه و تحليل روند‌هاي تكنولوژي" ناميده مي‌شود، يكي از سه روش رسمي "پيش‌بيني تكنولوژي" است.

شايان يادآوري است كه پيش‌بيني يا آينده‌پژوهي به‌طور كلي سه‌روش دارد:

            ۱) سناريوسازي
            ۲) تجزيه و تحليل روندها
            ۳) روش دلفي (۱۰)


در بعضي از ادبيات‌ آينده‌پژوهي‌ تقريبا" به ۱۰۰ تكنيك‌ پيش‌بيني اشاره شده است (۱۱).

پيش‌بيني تكنولوژي يعني مطالعه هدفمند آينده از منظر تكنولوژي (آينده فرد، آينده سازمان، آينده يك ملت، يا آينده جامعه بشري). آنچه ما را به انواع پيش‌بيني‌ها ترغيب مي‌كند، اين است كه "اقدامات امروز ما آينده را شكل مي‌دهند" و نكته كليدي همين جا است. پرفسور ارنست براون مي‌نويسد:

پيش‌بيني كوششي است براي شناسايي تأثيرات مختلفي كه تصميم‌ها و اقدامات فعلي ما را بر آينده خواهد داشت. ما آينده را به اين منظور پيش‌بيني مي‌كنيم كه چگونگي شكل‌دهي آن را به نحو مطلوب دريابيم.(۱۲)

اين فلسفه كلي هر نوع پيش‌بيني است؛ اما چه ارتباطي با فلسفه پيش‌بيني تكنولوژي دارد؟

ما مي دانيم كه تكنولوژي تغيير مي‌كند و توسعه مي‌يابد، اما محل و جزئيات اين توسعه را نمي‌دانيم. با اين وجود خوب نيست بگوييم كه نمي‌توانيم تغيير و توسعه تكنولوژي را بفهميم . . . . . . اقدامات ما بر آينده تأثير مي‌گذارند و حتي آن را شكل مي‌دهند. بنابراين بايد از خود بپرسيم كه اين تغيير چگونه خواهد بود؟ [به‌عنوان مثال ]اگر قرار است تكنولوژي جديدي را عرضه كنيم بايد بيانديشيم كه تا چه حد در بازار موفق خواهد بود و با محيطي كه در آن عرضه مي‌شود چه رابطه‌اي برقرار خواهد كرد؟( ۱۳)

به‌نظر مي‌رسد كه مسئله بايد از اين پيچيده‌تر باشد و اتفاقا" چنين است. تكنولوژي با كسب و كارهاي ما، شيوه زيست ما، مشاغل ما، سلامتي ما، طرز آموزش و يادگيري ما، دفاع و امنيت ما، و مهمتر از همه با فرهنگ ما تعامل دارد. پيشرفت‌هاي برجسته تكنولوژي (كه ما آنها را شوك‌هاي تكنولوژي مي‌ناميم) موجوديت فردي و اجتماعي ما را تكان داده و حتي گاهي تهديد مي‌كند. بنابراين وقتي اين شوك‌هاي احتمالي را به قدر ممكن و به‌گونه‌اي نظام‌مند پيش‌بيني مي‌كنيم، احتمال "غافلگيري" شهروندان، سازمانها و جامعه به‌طور محسوسي كاهش مي‌يابد. وانگهي پيش‌بيني‌هاي اصولي در حكم "قطب‌نما" هستند و به مردم، سازمانها و دولتها كمك مي‌كنند تا مسير درست را در دنياي پيچيده امروز بيابند؛ و هر كس كه مسير درست زندگي را تشخيص دهد مي‌تواند به كفايت خود افتخار كند.

خوب است اين نكته اجرايي را هم اضافه كنيم كه پيش‌بيني تكنولوژي را "متخصصان امر" انجام مي‌دهند؛ اما ببينيم كه منظور از متخصصان امر چه كساني هستند. آندي هاينز در اين‌باره به نكته مهمي اشاره مي‌كند:

كسي كه در يك زمينه متخصص است لزوما" در مورد آينده آن زمينه متخصص نيست! يك موسيقيدان حرفه‌اي ممكن است هيچ معرفت مفيدي نسبت به آينده موسيقي نداشته باشد، و يك مهندس معماري شايد نتواند هيچ حرف سودمندي درباره آينده معماري بزند. در بسياري از حوزه‌ها، بهترين پيش‌بيني‌ها را كساني انجام داده‌اند كه در آن حوزه‌ها متخصص نبوده‌اند.( ۱۴)

وي نظر خود را با اشاره به مثال‌هاي متعددي اثبات مي‌كند تا دستگاههاي سياستگذار دولتي كه بيشترين متقاضي پروژه‌هاي پيش‌بيني تكنولوژي هستند بيراهه نروند. به زبان ساده، متخصص امر در پيش‌بيني تكنولوژي كسي است كه در پيش‌بيني تكنولوژي متخصص است و در اين زمينه حسن‌شهرت دارد. هاينز يك چك‌ليست مفيد و آموزنده پيشنهاد مي‌كند كه براساس آن مي‌توان پيش‌بيني‌هاي تكنولوژي را كه توسط افراد يا سازمان‌هاي مختلف انجام مي‌شوند ارزشيابي نمود (۱۵ ).

 

چك‌ليست براي بررسي و ارزشيابي يك پيش‌بيني تكنولوژي


۱. نويسنده(گان): صلاحيت و شهرت نويسنده يا موسسه در چيست؟ آيا جهت‌گيري خاصي دارد؟ چقدر متعصب است؟ آيا با چيزي مخالف است؟

۲. روش: آيا از يك روش رسمي(مثل دلفي، تجزيه وتحليل روندها، يا سناريوسازي) استفاده شده است؟

۳. پيش‌فرضها: پيش‌فرض‌هاي پايه‌اي(باورها و نگرش‌هايي كه بر پيش‌بين حاكم‌اند) چه هستند؟ صريح هستند يا ضمني؟

۴. افق زماني: آيا پيش‌بيني درافق زماني مشخصي انجام شده، يا مي‌توان افق زماني آن را تشخيص داد؟

۵. پيش‌بيني‌ها: موارد خاصي كه پيش‌بيني شده‌اند كدامند؟

۶. رويدادهاي راهنما: آيا در پيش‌بيني به رويدادهاي ويژه‌اي اشاره شده است كه با نگرش به آنها بتوان خط سير پيش‌بيني را دنبال كرد؟

۷. توانمندي‌هاي كليدي: آيا به اين موضوع پرداخته شده است كه چه توانمندي‌هاي كليدي بايد در دسترس جامعه قرار گيرند تا پيش‌بيني تحقق يابد؟

۸. اقلام فراموش شده: آيا مواردي هست كه نويسنده (گان) از آنها غافل شده باشد ـ مثلا" يك نيروي اجتماعي كليدي، يك تكنولوژي رقابتي، يك بازيگر جديد، يا يك پيش‌فرض پنهان؟

۹. تعابير: تعابير و اشارات پيش‌بيني براي شما، سازمان شما يا جامعه شما چيست؟ آيا كمكي به شكل‌گيري يا ارتقاي استراتژي‌ها، سياست‌ها و اقدامات امروز شما مي‌كند؟

۱۰. ارزيابي: آيا روشن است كه نويسنده چگونه از حال به آينده مي‌رسد؟

 



يافته‌ها و توصيه‌هاي ضمني اين پيش‌بيني براي ايران اسلامي

گزارش حاضر با برجسته‌سازي چهار تكنولوژي مواد، بيوتكنولوژي، نانوتكنولوژي و تكنولوژي اطلاعات (به‌عنوان تكنولوژي‌هاي كليدي شكل‌دهنده جهان تا سال ۲۰۱۵)، طيف وسيعي از پيشرفت‌ها و توسعه‌هاي احتمالي را در گستره اين تكنولوژي‌ها پيش‌بيني مي‌كند. بنابراين به‌ويژه مي‌تواند براي سياستگذاران ملي صنعت و تكنولوژي و رهبران سازمان‌هاي صنعتي و تحقيقاتي كشور كه با تعيين "اولويت‌هاي توسعه تكنولوژي" سروكار دارند، مفيد باشد. طراحان نظام آموزشي كشور نيز مي‌توانند از آن براي پرورش و شفاف‌سازي "چشم‌انداز بلندمدت آموزش كشور" استفاده كنند. به‌نظر ما تأكيد خاص بر اين پيش‌بيني يا هر پيش‌بيني وارداتي ديگر ـ به‌عنوان مبناي تعيين اولويت‌هاي ملي توسعه تكنولوژي ـ نادرست است و مي‌تواند به نتايج غلطي بيانجامد؛ اما اين پيش‌بيني را مي‌توانيم يك مثال تلقي كنيم و براساس آن بپرسيم كه ايران اسلامي در دو دهه آينده بايد توسعه كدام تكنولوژي‌ها را در اولويت قرار دهد؟

در نگاه اول مي‌توان استدلال كرد كه چون چهار تكنولوژي مورد بحث در اين گزارش، آينده جهان را شكل مي‌دهند ايران اسلامي بدون هيچ گزينشي بايد به همه آنها بپردازد. اين رويكرد را در مالزي "ايده‌آليسم تكنولوژي" مي‌نامند (۱۶). ثمره اين ايده‌آليسم احتمالا" چيزي جز سرخوردگي ملي در آينده نخواهد بود، چون بعيد است كه يك كشور رو به توسعه، با امكانات و منابع محدود، بتواند هم‌زمان در چندين جبهه گسترده تكنولوژي نو با موفقيت وارد عمل شود. آيا مي‌توانيم صرفا" به گزينش يك يا مثلا" دو تكنولوژي برجسته اكتفا كنيم و در عين حال به آينده تكنولوژيكي كشور اميدوار باشيم؟ اين رويكرد كه "تخصص‌گرايي" ناميده مي‌شود، تا حد زيادي با عقل سليم سازگار است (به‌عنوان مثال، كوبا بيوتكنولوژي را برگزيده است)؛ اما كدام تكنولوژي يا تكنولوژي‌ها؟ پاسخ اين سوال بسيار حساس است؛ چون باريك‌كردن مسير توسعه تكنولوژيكي كشور، به‌ويژه اگر مصالح نسل‌هاي آينده را درنظر بگيريم، نمي‌تواند خالي از مخاطرات جدي باشد. رويكرد بينابين اين است كه ايران اسلامي در حوزه‌هاي گزينش شده‌اي از هر چهار تكنولوژي سرمايه‌گذاري كند. خوشبختانه زيرساخت تكنولوژيكي كشور به اندازه‌اي گسترده است كه با اتخاذ راهكارهاي سياستي درست و تخصيص اصولي منابع، به‌خوبي مي‌تواند پذيراي اين رويكرد باشد. با توجه به همين امر بعضي صاحبنظران معتقدند كه توسعه تكنولوژيكي كشور ما كند ولي گسترده خواهد بود( ۱۷). ولي كدام حوزه‌ها را بايد برگزيد؟

قبل از پاسخگويي به ‌سوال بالا بايد يادآوري‌ كنيم كه در پيش‌بيني حاضر، بيوتكنولوژي از برجستگي خاصي برخوردار است و تأكيد مي شود كه دهه‌هاي نزديك آينده در استيلاي بيوتكنولوژي خواهد بود. بيوتكنولوژي نويددهنده يك انقلاب فراگير در حيات موجودات زنده است، كه به‌ويژه با مقوله استراتژيك "غذا" سر و كار دارد. كشوري مثل ايران اسلامي كه در آينده نزديك احتمالا" جمعيتي بالغ بر ۱۰۰ ميليون نفر خواهد داشت، بايد با حساسيت ويژه‌اي به بيوتكنولوژي نگاه كند. غذاهاي بيولوژيك به روش اصلاح ژنتيك توليد مي‌شوند و وارد كردن اين‌گونه غذاها از خارج مي‌تواند متضمن مخاطرات جدي براي سلامتي نسل‌هاي انساني كشور باشد. اين بدان معناست كه بيوتكنولوژي در ميان چهار تكنولوژي برجسته از اهميت استراتژيك مضاعفي برخوردار است.

حال به سوال اصلي بازگرديم: كدام حوزه‌هاي مطرح شده دراين پيش‌بيني براي كشور ما از اهميت بيشتري برخوردارند؟ اخيرا" انجمن آينده جهان (كه يكي از دو قطب مطرح آينده‌پژوهي در جهان است)، در يك هم‌انديشي بزرگ از آينده‌پژوهان پرسيد كه كدام حوزه‌هاي تكنولوژيكي تا ۱۰ سال آينده بيشترين تأثير را بر كسب و كارها دارند؟ (۱۸). در واقع، نگاه اين پيش‌بيني نگاه اقتصادي و تجاري بود و كاري به مسائل امنيتي و نظامي نداشت. نتيجه اين پيش‌بيني، برجسته شدن ۱۰ حوزه تكنولوژيِ محوري ـ به‌ترتيب اولويت ـ بود كه كم و بيش در لابلاي پيش‌بيني حاضر نيز مطرح شده‌اند. كادر ذيل اين تكنولوژي‌ها را فهرست كرده است.

 



۱۰ حوزه تكنولوژيكي‌محوري كه تا ۱۰ سال آينده كسب و كارها را متحول خواهند كرد

۱۰. تكنولوژي‌‌هاي آموزشي‌ـ‌تفريحي، شامل برنامه‌هاي كامپيوتري كه هم جنبه آموزشي و هم جنبه تفريحي دارند.

۹. وسايل نقليه چندسوختي

۸. تكنولوژي‌هاي تشخيص پزشكي

۷. فرآورده‌ها و خدمات ضدپيري

۶. ساخت وتوليد هوشمند

۵. مينياتوري‌سازي (برپايه نانوتكنولوژي)

۴. تلويزيون‌هاي ديجيتالي بسيار شفاف

۵. منابع انرژي بسيار چگال

۲. اَبرمَواد (سوپرماتريال)

۱. نقشه‌برداري ژنتيك


توضيح: ترتيب معكوس شماره‌ها مانند متن اصلي است.


آنچه ما مي‌توانيم به اين فهرست اضافه كنيم تكنولوژي‌‌هاي مربوط به آب است. پيش‌بيني حاضر تأكيد مي‌كند كه منابع طبيعي، به‌ويژه آب، در آينده نزديك بسيار بحران‌زا خواهد بود. ضمنا" مايليم اضافه كنيم كه تأكيد خاصي بر تكنولوژي‌هاي آموزشي‌ـ تفريحي داريم كه هم مددكار كشور درتوسعه منابع انساني و پرورش هوش ملي و هم منبع سرشار توليد ثروت در آينده نزديك هستند.

در حوزه‌هاي تكنولوژيكي مربوط به مسائل نظامي، قبل از هر چيز توجه خواننده را به تهديدهاي ناشي از توسعه سلاح‌هاي ميكروبي معطوف مي‌كنيم. از اين مورد كه بگذريم، بايد گفت كه حوزه ساخت و توليد وسايل و سيستم‌هاي نظامي در آستانه يك تحول شگرف است كه مولود نانوتكنولوژي و توسعه سيستم‌هاي ساخت و توليد چالاك است. هر صاحبنظري كه پيش‌بيني حاضر را با دقت مطالعه كند قطعا" به اين نتيجه مي‌رسد كه قرن بيست و يكم، قرن نانوتكنولوژي به‌معناي عام (نانومواد، نانوبيوتكنولوژي، الكترونيك مولكولي، تراشه‌هاي بسيار ريز) و چيده‌ماني اتم‌به‌اتم و مولكول به مولكولِ مواد، قطعات و سيستم‌ها (نانوتكنولوژي به‌معناي خاص) است، كه اهميت تعيين‌كننده‌اي به‌ويژه از ديدگاه نظامي دارد. نانوتكنولوژي در تركيب با تكنولوژي مواد هوشمند، نه‌تنها ابعاد سلاحها و تجهيزات نظامي را به‌گونه محسوسي تقليل مي‌دهد، بلكه نويددهنده ظهور حسگرهاي كوچكي به‌اندازه زنبور و مگس است كه مي‌توانند به‌راحتي پرواز كنند. نصب اين حسگرها در لايه لباس، در روكش انواع وسايل مصرفي، و در هر جاي غيرقابل رويت اتاق كار يا منزل نيز ميسر است. منظور ما به‌طور خاص، برجسته‌سازي توانمنديها و پيامدهاي اطلاعاتي اين حسگرها است.

يكي ديگر از روندهاي مهم در حوزه‌هاي نظامي، توسعه روزافزون وسايل پرنده بدون سرنشين (پهپاد) است. تكنولوژي گلوگاهي در اين گونه پرنده‌ها، تكنولوژي باتري‌هاي بسيار چگال و پردوام است كه در پيش‌بيني حاضر با حساسيت خاصي بر آن تأكيد مي‌شود.

 


جمع‌بندي

زنده‌ياد عبدالاسلام از قول گيلبرت ـ رياضيدان نامي ـ نقل مي‌كند كه "ما بايد بدانيم، ما خواهيم دانست". انقلاب جهاني تكنولوژي در راه است و ما بايد بتوانيم در اين انقلاب مشاركت كنيم، ما خواهيم توانست (انشا ا...) . هر چه به كوره آتشفشاني اين انقلاب نزديكتر شويم، عدم قطعيت‌ها افزايش يافته و سياستگذاري و برنامه‌ريزي بلندمدت نيز دشوارتر مي‌شود. در چنين شرايطي پيش‌بيني آينده، به‌ويژه پيش‌بيني تكنولوژي، از اهميت خاصي برخوردار مي‌شود.

ما امروز بيش از هر زمان ديگري نيازمند نهادها و مراكزي هستيم كه مسئول پايش و پيش‌بيني دائمي تغييرات و توسعه‌‌هاي تكنولوژي باشند. درغير اين صورت ممكن است به سهولت غافلگير شويم. ما منتظر روزي هستيم كه ايران اسلامي صاحب يك "وزارت آينده" باشد.

علاقه مندان به تهيه نسخه فارسي كتاب مي توانند به آدرس زير مراجعه كنند:

http://www.fara.ir/index.php?target=bekhan&function=viewBook(1100373)

 


  
نویسنده : سعید ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ تیر ،۱۳۸٦