مدير.....

يوم تبلی السراير   

اینکه یک مدیر چقدر توان مدیریت داشته باشد یک بحث است و اینکه چقدر اختیار دارد و پشتوانه قدرت مقوله ای مهمتر است . بدون اینها مدیر قادر به حل سریع مشکلات نخواهد بود .   
                                                     


در تحول و تغییرات سازمانها فرهنگ سازمان نقش تعیین کننده ای دارد . تغییرات می تواند فرهنگ سازمان را نیز دستخوش دگرگونی کند و ازآ نطرف فرهنگ یک سازمان می تواند مانع اجرای تغییرات گردد . اگر بدون توجه به فرهنگ سازمان دست به تغییرات بزنیم مسلما دچار مشکل خواهیم شد و اگر به بهانه فرهنگ سازمان دست به تغییرات نزنیم هم دچار مشکلات اساسی تری خواهیم شد .

اگر اصل را بر این بگذارید که "تغییر " یعنی "تهدید " هرگز نو آور نمی شوید .      (پیتر دراکر )


این شراب کهنه را از نو بنوش
چشمه ای شو از درون خود بجوش
مرحوم مجتبی کاشانی


سام دالتون بنیانگذار بزرگترین فروشگاههای خرده فروشی وال مارت در سال 1992 در آخرین سال زندگی خود 10 قانون برای کسب و کار ارائه کرد:
1-تعهد به کسب و کار خود
2-ایجاد منافع مشترک با همکاران
3-ایجاد انگیزه در کارکنان
4-برقراری ارتباط مناسب با شرکا
5- ارج نهادن و قدر دانستن هر آنچه به پیشرفت کار کمک کند .
6-جشن گرفتن موفقیت ها
7-گوش دادن به نظرات کلیه کارکنان در شرکت
8- احترام به مشتریان
9-کنترل هزینه ها بدون گرفتار شدن در دام رقابت با رقبا
10-شنا کردن خلاف جهت آب و کنار گذاشتن روشهای سنتی و رفتن به راههای جدید


تنها مزیت رقابتی شرکتها در آینده توانایی یاد گیری سریع تر مدیران نسبت به سایر رقباست . یادگیری تنها منبع تجدید پذیر در سازمانهاست . رقبا به منابع دیگر از جمله سرمایه-نیروی انسانی- مواد و دانش فنی دسترسی دارند .اما کسی نمی تواند توانایی یادگیری را خریداری –تکرار یا مهندسی معکوس کند .  


هیچ شرکتی نمی تواند بدون نگاه به هزینه های سربار و ضایعات که اغلب برابر با حاشیه سود شرکتها است به پایداری دراز مدت بیندیشد . ضایعات اغلب پنهان هستند . برای کاهش این دو مقوله باید به راه حلهای اساسی و درازمدت اندیشید . ارتقاء تکنولوژی ماشین آلات و بکار گیری ابزارهای نوین و بالا بردن سطح دانش کارکنان و کارکنان با دانش از راه حلهای اساسی کنترل هزینه های فوق است . البته اینها در نگاه اول افزایش هزینه ها را بدنبال دارند ولی در نهایت به کاهش هزینه ها و افزایش در آمدها منجر می شوند .



من از همه دوستانی که بر من منت گذاشتند و نظر خود را چه مخالف و چه موافق در مورد وبلاگ و کارکرد آن نوشتند بسیار ممنون هستم . من آن نتیجه ای را باید بگیرم گرفتم و با عرض معذرت از دوستان همه آنها را ضمن اینکه برایم بسیار گرانقدر هستند و آنها را کپی کرده ام از بخش نظرات پاک می کنم . من فقط یک نظر سنجی در مورد وبلاگ داشتم و اصلا هدفم ارزیابی مدیریتم نبوده است . که نه اینجا جایش است و نه دوستانی که با برخی نوشته ها با من در ارتباط هستند منبع معتبری برای ارزیابی دارند .


ما هنوز شاخصهای ارزیابی عملکرد مدیران در بخشهای مختلف را بصورت مدون و مشخص نداریم . مدیری موفق است که تولید را بالا ببرد و ضایعات را پایین بیاورد و هزینه ها را کنترل کند یا کسی که خوب پاداش بدهد و محبوبیت کسب کند ؟مدیری موفق است که با فرهنگهای غلط سازمانی برخورد اصلاحی کند یا اینکه آنها را بپذیرد و منفعلانه قبولشان کند ؟ سازمانی در حال ورشکستگی است مدیری می آورند که آنجا را سود ده کند . آیا او در چه صورت موفق است آیا بدون درگیر شدن می تواند آنجا را اصلاح کند ؟آیا بدون تعدیل نیروهای ناکار آمد می تواند بهبودی حاصل کند . او باید محبوب چه کسی باشد؟ ....اصولا آیا در شرکتهای ما عملکرد مدیر قابل اندازه گیری هست ؟
اخلاق در مدیریت چه تعریفی دارد ؟ تعدیل نیرو اخلاقی است ؟ بحث نان بری چه می شود ؟ حفظ نیروها تا مرز زیاندهی سازمان چطور ؟ بحث سود و زیان شرکت و رسالت مدیر در این رابطه چه می شود ؟

به امید روزی که درون ها آشکار می شود
یوم تبلی السرایر  (سوره طارق آیه 10 )

  
نویسنده : سعید ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦