شايـــد بتوان جهت گيري تمامي فعاليتها و تلاشهاي بشر را به سوي دو هدف و غايت كلي دانست. اين دو هدف در واقع دو بعد يك واقعيت به نام «احساس آرامش و رضايتمندي» هستند. اين غايتها و هدفها عبارتند از:

الف) گريز از «درد» و «رنج»

ب) جستجوي «لذت» و «شادي»

اهداف بالا در دنياي واقعيت هاي انسانـــي، هم جنبه هـاي عام و هم جنبه هــاي خاص دارند. يعني انسانها فقط به دليل انسـان بـــودن (فــارغ از تفاوتهاي نژادي / جنس / فرهنگ ....) داراي رنج ها و دردهاي مشتركــي مانند درد گرسنگــي، درد تشنگي و..... دارند و از طرفي ديگر شادي هاي عام مانند سيراب بودن و ارضاء نشدن را تجربه مي کنند که ماهيت غريزي دارند.

 رنج هـا و شـادي هاي عام و همگانـــي نوع بشر به علت وجود گوناگوني فرهنگ ها و نوع احساس زيبايي شناختي، شدت، ضعف، تنوع و تفاوت پيدا مــي كنند و اين نيازهاي عام را به شكلهاي گوناگون تجربه مـي كنند. (براي مثال بشر تمايل دارد كه سفره غذاي خود را بيارايد، آب را در جامهاي زيبا بنوشد و يــا جامه خود را بــــه گونه خاص آماده سازد..... و هر يك از اين امور به فرهنگ، آداب، رسوم.... و بطور كلي شرايط زمانه اي برمي گردد كه فرد در آن رشد يافته است).

يكي از ويژگيهاي حيات آدمي «نـــوخواهي» و «تنوع طلبي» است. گاهي اين «نوخواهي» و «تنوع طلبي» با فرايند هاي نامطلوب روانــي«مقايسه» و «محاسبه» ، که آرامش سوزند آميخته مي شود و انسان را در يك گرداب اضطراب آفرين گــرفتار مـــي كند. آدمي در گريز از «رنجها» و جستجوي «لذتها» زندگي خود را به جنجال هول آوري مبدل مي سازد كه در پيچ و تاب آن هيچ «لذتي» بطور كامل تجربه نمي شود. و اينگونه مي شود که هنوز شيريني لذت دست يافتن بـه يك آرزو، چشيده نشده است كه ميل به تصاحب چيزي ديگر از گوشه هاي دل انسان زبـانه مي كشد و آدمي گرفتار رنج كمبود و طلب يك تمناي جديد مي شود. در ايـــــن كشاكش دروني، بشر، پيوسته بي قرار، مضطرب و ناآرام است1 و در اوج امكاناتي كه دارد، احساس خلاء همواره او را اسير ماتم مي سازد و بقول عين القضات «پنداري دلش خوش نيست».

* * *

حالات روحي و رواني انسانها در تجربه هاي مستمر «شادي» و «لذت» ممكن است به سوي يكي از حالات زير كه بر يك پيوستار قرار دارد متمايل شود :

          1-  دلزدگي

بعد از بـارها تجربه شايد و رنجهاي بسيار براي دستيابي به عوامل شادي بخش، آدمي رفته رفته به اين نتيجه زجرآور مي رسد كه عطش بي پايان جستجوي عوامل شادي بخش، خود رنج افزا هستند . لذا بايد خود را از تمناي شادي رهاند. اين گروه خود بر دو دسته اند:

1-1-    زاهدان  كــه  بــا  پرهيز  از  لذتهاي دنيا ، رنج جستجوي شادي را متحمل نمي شوند و بر اين باورند كه طلب شادي، خاستگاه اصلي رنج و غم است اين معنا را به خوبي در تعاليم بودا مي توان يافت.

 1-2-گروهي  ديگر  پوچگرايان  هستند كه بــر اين باورند: «چه سودي دارد كه لذت را جستجو كرد وقتي تمام لذتها ناپايدار و بي بقا هستند و مرگ پايان همه چيز است ».

           2- حرص روزافزون

برخي بر اين باورند كه هيچ لذتي مشابه لذت ديگر نيست و هر تجربه جديدي، لذتي خاص دارد كه مقوله اي منحصر بـه فرد و ويژه است كـــه در مورد ديگري شبيه آن را نمي توان بدست آورد. لذا حريصانه بدون توجه به حدود حقوق انساني، دامنه طلب را گسترش داده و دست تمنا را گاه تا حريمهاي ممنوع نيز دراز مي كنند.

           3-شادماني اصيل  

 برخي از سالكان و جويندگان حقيقت، در مسير تكامل معرفتي خود بـه درجه اي از آگاهي مي رسند كه دريابند جوهره اصلي لذت و خوشي، يك حقيقت بيش نيست كـه در ظرفها و مصاديق متنوع و گوناگون جلوه گـر مــي شود، در واقع «واحدي» است كـــه در «تكثير» آشكار مي شود. تامل بر تجربه هاي متنوع و گوناگون، سالك را به اين جهت سوق مي دهد كه بايد در پي لمس آن شكل اصيل و باطني شادي برآيد و از صورت شاديها به سمت معنا و حقيقت شاديها حرکت کرد و درون خويش را آماده و پذيراي تجربه هاي شادي، متعالي بسازد.

اين گونـــه افراد برخلاف زاهدان خشك و عبوس، شاديها و لذتها را انكـــار نمي كنند. آنها لذتها را جلوه‎هاي نعمت هاي خداوندي مي دانند. جستجوي شاديهاي جديد را به عنوان نقص و نشانه اي از عدم تكامل تلقي نمي كنند بلكه بر اين باورند كـه «نوخواهي»، نمادي از پويايي حيات بشري است. آنان براين اعتقادند كه روح كلي و گوهر راستين شادي و لذت را در قالبها و ظرفهاي جديد مي‎توان بطور كاملتر مشاهده كرد. جويندگان شاديهاي اصيل در پي آنند با پرهيز از تكراري شدن و در زير بارانهاي تازه كننده درون و تجربه هاي جديد، لــذت و شادي را بــه سوي حس آن «اصل اصل هر خوشي» هدايت كنند.

چترها را بايد بست

زير باران بايد رفت

زندگي ، يعني تر شدن پي در پي 

سالكــان طريق حق بـــراي جلوگيري از تبديل شدن «حس نوخواهي» به «حرص پريشان ساز»، همواره حدود انساني را مبنا قرار مي دهند و نفس اماره خود را در اين حدود كنترل مي كنند و از اين طريق تجربه شــادي و لذت محدود را آيينه مشاهده خداي شاديها مي سازند.

  
نویسنده : سعید ; ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦